بازی‌های فکری برای افزایش همکاری و کار گروهی، فقط سرگرمی دورهمی نیستند؛ آن‌ها موقعیتی امن می‌سازند تا کودکان یاد بگیرند قبل از تصمیم‌گیری گوش بدهند، برای یک هدف مشترک نقش بپذیرند و هنگام شکست، راه دیگری پیدا کنند. در این بازی‌ها نتیجهٔ خوب زمانی به دست می‌آید که اعضای گروه به‌جای شکست دادن یکدیگر، کنار هم مسئله را حل کنند.

برای خانواده‌ها، انتخاب بازی مناسب به اندازهٔ شیوهٔ اجرا اهمیت دارد. یک بازی ساده با قانون روشن، زمان کوتاه و امکان مشارکت همه، معمولاً از بازی پیچیده‌ای که فقط یک کودک آن را می‌فهمد، تجربهٔ بهتری می‌سازد.

بازی‌های فکری همکاری و کار گروهی چه مهارت‌هایی را تمرین می‌کنند؟

اثر اصلی این بازی‌ها در خودِ گفت‌وگو و تصمیم‌گیری گروهی شکل می‌گیرد، نه فقط در برنده شدن. کودک باید نظرش را توضیح دهد، پیشنهاد دیگران را بشنود و گاهی از ایدهٔ شخصی خود بگذرد تا راه‌حل بهتری برای گروه پیدا شود.

  • تقسیم نقش: هر بازیکن مسئول بخشی از کار می‌شود و گروه می‌فهمد که نبودن یک نقش چه اثری بر نتیجه دارد.
  • برنامه‌ریزی: اعضا باید حرکت بعدی را با توجه به هدف نهایی و پیامدهای احتمالی انتخاب کنند.
  • حل اختلاف: بازی به کودک فرصت می‌دهد بدون پیامد جدی، مذاکره، رأی‌گیری یا نوبت‌دهی را تجربه کند.
  • تحمل شکست: وقتی همهٔ بازیکنان در یک تیم هستند، باخت کمتر به سرزنش یک نفر تبدیل می‌شود و گروه می‌تواند علت شکست را بررسی کند.
  • توجه به دیگران: کودک یاد می‌گیرد فقط به نوبت و حرکت خودش فکر نکند و وضعیت هم‌تیمی‌ها را هم در نظر بگیرد.

چه نوع بازی‌هایی برای تقویت همکاری مناسب‌ترند؟

بازی‌های کاملاً مشارکتی

در این مدل، همهٔ بازیکنان در یک تیم هستند و بازی در برابر یک چالش، زمان محدود یا سیستم خودِ بازی پیش می‌رود. برای نمونه، اعضای خانواده ممکن است با هم تلاش کنند پیش از تمام شدن کارت‌ها، یک مسیر را کامل کنند یا چند شخصیت را به مقصد برسانند.

این بازی‌ها برای شروع مناسب‌اند، چون کودک مستقیماً با هم‌تیمی خود رقابت نمی‌کند. بازی‌هایی مانند جزیرهٔ ممنوعه و نمونه‌های مشابهِ نجات گروهی، مدیریت بحران یا کامل کردن مأموریت، از همین سازوکار استفاده می‌کنند؛ البته سن پیشنهادی و پیچیدگی هر نسخه را باید روی جعبه بررسی کرد.

بازی‌های ساختنی با هدف مشترک

در بازی‌های ساختنی، گروه باید با قطعات محدود یک سازه، مسیر یا الگو ایجاد کند. ساختن بلندترین برج با لیوان کاغذی، طراحی یک شهر با لگو یا کامل کردن یک پازل بزرگ خانوادگی، نمونه‌هایی هستند که به خرید بازی ویژه نیاز ندارند.

برای اینکه این فعالیت واقعاً گروهی باشد، از ابتدا هدف مشترک تعیین کنید؛ مثلاً همهٔ اعضا باید در ساخت پل نقش داشته باشند و هرکس فقط مسئول بخشی از آن نباشد. در غیر این صورت ممکن است یک کودک کنترل همهٔ قطعات و تصمیم‌ها را در دست بگیرد.

بازی‌های معمایی و مأموریتی

معماهای چندمرحله‌ای زمانی به همکاری کمک می‌کنند که سرنخ‌ها میان اعضای گروه پخش شده باشد. یک کودک ممکن است تصویرها را بررسی کند، دیگری زمان را مدیریت کند و نفر سوم ارتباط میان سرنخ‌ها را پیدا کند.

برای کودکان کم‌سن، معما را کوتاه و تصویری نگه دارید. برای گروه‌های بزرگ‌تر می‌توانید یک مأموریت خانوادگی در خانه طراحی کنید: چند سرنخ در اتاق‌ها قرار دهید، یک هدف مشخص بسازید و برای رسیدن به پاسخ، هر عضو را مسئول جست‌وجوی بخشی از اطلاعات کنید.

چند بازی سادهٔ خانگی برای تمرین کار گروهی

  1. برج با محدودیت: اعضای خانواده در چند دقیقه با لیوان، کاغذ یا مکعب‌ها برجی می‌سازند؛ اما هر نفر فقط می‌تواند با یک دست کار کند یا در هر نوبت یک قطعه اضافه کند.
  2. نقاشی مشترک: یک نفر شکل اصلی را می‌کشد، نفر بعد جزئیات را اضافه می‌کند و نفر سوم برای نقاشی داستان می‌سازد. هدف، زیباتر بودن اثر یک نفر نیست؛ باید گروه به یک تصویر مشترک برسد.
  3. انتقال بدون لمس: یک توپ یا شیء سبک را با قاشق، کاغذ یا نخ از نقطه‌ای به نقطهٔ دیگر منتقل کنید، بدون اینکه دست مستقیماً به آن بخورد.
  4. مسیر با چشم‌انداز متفاوت: یک نفر مسیر را توضیح می‌دهد و نفر دیگر، بدون دیدن نقشه، مهره یا شیء را هدایت می‌کند. نقش‌ها را عوض کنید تا فقط یک کودک رهبر دائمی نباشد.
  5. داستان چندنفره: هر عضو فقط یک یا دو جمله به داستان اضافه می‌کند و باید جزئیات گفته‌شدهٔ نفر قبلی را حفظ کند. این بازی برای گوش دادن و ادامه دادن ایدهٔ دیگران مناسب است.

چطور بازی را طوری اجرا کنیم که همه واقعاً مشارکت کنند؟

قبل از شروع، هدف بازی، مدت زمان و قانون‌های اصلی را کوتاه توضیح دهید. اگر قانون‌ها زیادند، همه را یک‌جا آموزش ندهید؛ یک دور آزمایشی انجام دهید تا کودکان در جریان بازی جزئیات را یاد بگیرند.

نقش‌ها را ثابت نگذارید. اگر یک کودک همیشه تصمیم‌گیرنده و کودک دیگر همیشه اجراکننده باشد، بازی به تمرین همکاری واقعی تبدیل نمی‌شود. در هر دور می‌توان نقش‌هایی مانند زمان‌سنج، خوانندهٔ کارت، نگهدارندهٔ قطعات یا سخنگوی گروه را جابه‌جا کرد.

همچنین، به‌جای تحسین فقط نتیجه، رفتارهای مفید را مشخص کنید: «ایدهٔ خواهرت را کامل کردی»، «قبل از حرکت نظر بقیه را پرسیدی» یا «بعد از اشتباه، راه دوم را امتحان کردید». این نوع بازخورد به کودک نشان می‌دهد همکاری دقیقاً چه رفتاری دارد.

چه اشتباه‌هایی لذت بازی گروهی را کم می‌کند؟

دخالت مداوم بزرگ‌تر یکی از رایج‌ترین مشکل‌هاست. وقتی والد از همان ابتدا بهترین حرکت را اعلام می‌کند، کودکان شاید برنده شوند، اما فرصت تصمیم‌گیری و یادگیری از پیامد انتخاب خود را از دست می‌دهند.

بازی را هم بیش از ظرفیت گروه طولانی نکنید. خستگی، گرسنگی یا اختلاف زیاد در سطح توانایی می‌تواند باعث شود کودک پرحرف‌تر همه‌چیز را کنترل کند و کودک آرام‌تر کنار بماند. در این شرایط، بازی کوتاه‌تر، گروه‌های دو یا سه‌نفره و قانون‌های ساده‌تر نتیجهٔ بهتری دارد.

همچنین «همکاری» را با وادار کردن کودک به کوتاه آمدن اشتباه نگیرید. کودکان باید یاد بگیرند نظر خود را بیان کنند و برای تصمیم مشترک دلیل بیاورند، نه اینکه همیشه برای جلوگیری از ناراحتی دیگران سکوت کنند.

انتخاب بازی مناسب برای سن و روحیهٔ کودک

برای پیش‌دبستانی‌ها، بازی‌های ساختنی، تصویری و نوبتی با زمان کوتاه انتخاب کنید. کودکان دبستانی معمولاً از مأموریت، معما و بازی‌هایی با چند راه‌حل لذت می‌برند. برای نوجوانان، سناریوهای پیچیده‌تر، مدیریت منابع و نقش‌های مکمل می‌تواند جذاب‌تر باشد.

سن درج‌شده روی جعبه فقط یک راهنمای اولیه است. تعداد بازیکنان، میزان تحمل کودک برای باخت، توانایی خواندن و علاقهٔ او به ساختن یا حل معما هم باید در نظر گرفته شود. اگر یک بازی برای کوچک‌ترین عضو خانواده بیش از حد دشوار است، قانون‌ها را ساده کنید یا او را با یک هم‌تیمی بزرگ‌تر همراه کنید.

جمع‌بندی: بازی‌های فکری برای افزایش همکاری و کار گروهی زمانی بیشترین فایده را دارند که هدف مشترک، نقش‌های قابل‌تعویض و فرصت گفت‌وگو داشته باشند. از یک بازی خانگی پنج‌دقیقه‌ای شروع کنید، نتیجه را به برنده شدن محدود نکنید و بعد از پایان بپرسید: «کدام تصمیم گروه کمک کرد؟» همین پرسش کوتاه، تجربهٔ بازی را به تمرینی واقعی برای همکاری تبدیل می‌کند.