بازیهای فکری مناسب کودکان خجالتی باید بیشتر از آنکه کودک را در معرض قضاوت قرار دهند، به او فرصت حضور آرام، انتخابکردن و همکاری بدهند. بازیهای مشارکتی، قصهسازی، جورچین و معماهای تصویری معمولاً شروع مناسبتری هستند؛ چون کودک لازم نیست از همان ابتدا زیاد حرف بزند یا در رقابتی فشرده قرار بگیرد.
کمرویی همیشه نشانهٔ مشکل نیست و بعضی کودکان فقط برای گرمشدن با جمع به زمان بیشتری نیاز دارند. هدف بازی، تغییر اجباری شخصیت کودک نیست؛ بلکه فراهمکردن موقعیتی امن است تا بتواند بدون ترس از اشتباه، فکرش را نشان دهد، نوبتش را رعایت کند و کمکم با دیگران همراه شود.
بازیهای فکری مناسب کودکان خجالتی چه ویژگیهایی دارند؟
برای این گروه، ساختار بازی از اسم یا ظاهر آن مهمتر است. بازی مناسب باید قابل پیشبینی باشد، قوانین زیادی نداشته باشد و کودک را مجبور نکند مقابل همه پاسخ شفاهی بدهد. وجود یک بزرگسال آرام یا یک همبازی آشنا هم میتواند شروع بازی را سادهتر کند.
- همکاری بهجای حذف: بازیکنان برای رسیدن به یک هدف مشترک تلاش کنند، نه اینکه کودک با اولین اشتباه از بازی کنار گذاشته شود.
- نوبتهای کوتاه: فاصلهٔ طولانی بین نوبتها یا انتظار برای پاسخ سریع، فشار بازی را بیشتر میکند.
- امکان پاسخ غیرکلامی: انتخاب کارت، چیدن قطعه، اشارهکردن یا کاملکردن تصویر باید بخشی از روند بازی باشد.
- قابلیت توقف: کودک بتواند پس از یک دور بازی، بدون احساس شکست یا سرزنش کنار بکشد.
- سطح دشواری قابل تنظیم: بازی نباید آنقدر سخت باشد که کودک از همان ابتدا خود را ناتوان ببیند.
۶ نوع بازی فکری که شروع آرامتری برای کودک فراهم میکنند
۱. بازیهای ساختنی و جورچین
پازل، ساختنیها، الگوهای رنگی و بازیهای چیدن قطعه، فرصت خوبی برای کنار هم بودن بدون گفتوگوی مداوم هستند. والد میتواند کنار کودک بنشیند و بهجای حلکردن همهچیز، فقط قطعهای را پیشنهاد دهد یا دربارهٔ انتخاب کودک سؤال کوتاهی بپرسد.
برای شروع، جورچینی را انتخاب کنید که کودک بتواند بخش قابل توجهی از آن را با موفقیت کامل کند. تکمیل یک تصویر آشنا یا ساختن شکلی که نتیجهٔ واضحی دارد، معمولاً از بازیهای بسیار پیچیده رضایت بیشتری ایجاد میکند.
۲. بازیهای فکری مشارکتی
در بازیهای مشارکتی، خانواده در برابر خود بازی یا یک هدف مشترک قرار میگیرد. مثلاً همه باید پیش از تمامشدن زمان، مسیر را کامل کنند، حیوانات را به خانه برسانند یا قطعات یک تصویر را جمع کنند. در این مدل، کودک لازم نیست برای شکست یا پیروزی شخصی پاسخگو باشد.
اگر بازی قانون نوبتگیری دارد، بزرگسال بهتر است با صدای آرام فکرکردن خود را نشان دهد؛ برای نمونه بگوید: «بین این دو قطعه مرددم، تو کدام را امتحان میکنی؟» این جمله به کودک حق انتخاب میدهد، نه اینکه از او پاسخ درست و فوری بخواهد.
۳. کارتهای قصهسازی و تصویرخوانی
کارتهای تصویری، کارتهای داستانسازی یا تصاویر پراکنده میتوانند بدون سؤال مستقیم دربارهٔ احساسات کودک، راهی برای خیالپردازی باشند. ابتدا بزرگسال داستان را شروع کند و کودک فقط یک کارت بردارد، شخصیت را انتخاب کند یا تصویر بعدی را بچیند.
لازم نیست کودک داستانی بلند تعریف کند. حتی انتخاب یک تصویر و گفتن یک کلمه دربارهٔ آن هم مشارکت محسوب میشود. بهتر است داستان کودک اصلاح نشود و بزرگسال از تبدیل بازی به امتحان واژهها یا سنجش خلاقیت پرهیز کند.
۴. بازیهای پیدا کردن الگو و حل معما
بازیهای تطبیق رنگ و شکل، سودوکوهای تصویری ساده، مازهای کاغذی و معماهای منطقی کوتاه، توجه کودک را روی مسئله متمرکز میکنند و فشار تعامل مستقیم را پایین میآورند. این بازیها برای زمانی مناسباند که کودک ترجیح میدهد ابتدا با فعالیتی مشخص مشغول شود و بعد وارد گفتوگو شود.
معما را مرحلهبهمرحله سختتر کنید. اگر کودک پاسخ را نمیداند، بهجای گفتن جواب، دو انتخاب محدود پیشنهاد دهید یا از او بخواهید فقط بخش بعدی مسیر را پیدا کند.
۵. بازیهای نقشآفرینی غیرمستقیم
عروسکها، آدمکها، حیوانات یا کارت شخصیتها به کودک اجازه میدهند حرفها و موقعیتهای اجتماعی را از زبان یک شخصیت بیان کند. برای کودکی که صحبت مستقیم برایش دشوار است، گفتن اینکه «این آدمک چه کار کند؟» ممکن است آسانتر از پرسیدن «تو چه کار میکنی؟» باشد.
بزرگسال نباید داستان را به سمت اعترافگرفتن یا آموزش مستقیم رفتار درست ببرد. اگر کودک شخصیت را وادار کرد تنها بماند یا پاسخ ندهد، همان انتخاب را بپذیرید و فقط مسیرهای دیگری برای داستان پیشنهاد کنید.
۶. بازیهای نوبتی ساده و خانوادگی
بازیهای حافظه، دومینوهای تصویری، دستهبندی کارتها و بازیهای نوبتی کوتاه، مهارت رعایت نوبت و تحمل انتظار را تمرین میکنند. بهتر است تعداد بازیکنان در شروع دو یا سه نفر باشد؛ جمع بزرگ، تماشاگر زیاد و شوخی دربارهٔ اشتباهها ممکن است کودک را از ادامهدادن منصرف کند.
چطور بازی را برای کودک خجالتی امنتر کنیم؟
نحوهٔ اجرای بازی گاهی از خود بازی مهمتر است. پیش از شروع، قانونها را کوتاه توضیح دهید و یک دور را آزمایشی بازی کنید تا کودک بداند چه اتفاقی میافتد. استفاده از جملههایی مثل «لازم نیست همین حالا جواب بدهی» یا «میتوانی فقط یک قطعه انتخاب کنی» فشار را کمتر میکند.
- بازی را در جمع کوچک و با یک همبازی آشنا شروع کنید.
- اجازه دهید کودک بازی را انتخاب کند یا بین دو گزینه تصمیم بگیرد.
- به تلاش، دقت و همکاری اشاره کنید؛ نه فقط به برندهشدن.
- پس از اشتباه، بدون خندیدن یا مقایسه، یک راه دیگر را امتحان کنید.
- پیش از خستهشدن کودک بازی را تمام کنید تا تجربهٔ بعدی همچنان خوشایند بماند.
از وادارکردن کودک به سلامکردن، توضیحدادن پاسخ یا بازیکردن جلوی مهمانها خودداری کنید. همچنین نباید خجالتیبودن او به شوخی خانوادگی تبدیل شود. اگر کودک در جریان بازی کمکم حرف زد، واکنش پررنگ و هیجانزده نشان ندهید؛ رفتار طبیعی کمک میکند توجه ناگهانی، خودش به منبع فشار تبدیل نشود.
کدام انتخابها ممکن است نتیجهٔ معکوس داشته باشند؟
بازیهای حذفی، زماندار و بسیار رقابتی برای شروع انتخاب مناسبی نیستند؛ بهخصوص اگر بازیکنان بزرگتر دائماً برنده شوند. بازیای که تنها یک پاسخ درست دارد و اشتباه کودک را جلوی دیگران آشکار میکند نیز ممکن است میل او به مشارکت را کاهش دهد.
بازیهای مناسب سن پایین هم همیشه انتخاب خوبی نیستند. اگر کودک احساس کند بازی بیش از حد ساده است، ممکن است علاقهاش را از دست بدهد؛ از طرف دیگر، دشواری زیاد میتواند کمرویی را با ترس از شکست همراه کند. بهترین گزینه، بازیای است که کودک با کمک اندک بتواند در بیشتر دورها نقش مؤثری داشته باشد.
جمعبندی: انتخاب بازی بهجای تغییر اجباری رفتار
بازیهای فکری مناسب کودکان خجالتی قرار نیست کودک را یکشبه اجتماعی کنند. ارزش آنها در فراهمکردن تجربههای کوچک و تکرارشوندهای است که کودک در آنها میتواند انتخاب کند، اشتباه کند، همکاری داشته باشد و بدون فشار در جمع بماند. بازیهای ساختنی، مشارکتی، قصهسازی و معماهای تصویری معمولاً شروعی آرامتر از رقابتهای سریع و حذفی هستند.
اگر کمرویی کودک بهطور مداوم مانع مدرسه، دوستی یا فعالیتهای روزمره میشود، بازی را جایگزین مشورت با روانشناس کودک نکنید. در غیر این صورت، زمان کوتاه، جمع کوچک و همراهی بدون قضاوت، مهمتر از خرید گرانترین بازی فکری است.



