دعای روز عرفه امام حسین از مشهورترین دعاهای مأثور شیعه است که در نهم ذی‌الحجه خوانده می‌شود. این دعا با ستایش خداوند آغاز می‌شود و در ادامه، به یادآوری نعمت‌های الهی، اعتراف به نیازمندی انسان، توبه، درخواست بخشش و دعا برای خیر دنیا و آخرت می‌پردازد.

در ادامه، متن کامل عربی دعای عرفه همراه با ترجمه روان فارسی آمده است. پس از آن نیز زمان خواندن و اعمال روز عرفه را می‌خوانید. خواندن دعا در عرفات فضیلت ویژه‌ای دارد، اما برای کسانی که در حج حضور ندارند، خواندن آن در خانه یا مسجد نیز امکان‌پذیر است.

متن کامل دعای روز عرفه امام حسین با ترجمه فارسی

آغاز دعا و ستایش خداوند

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَيْسَ لِقَضَائِهِ دَافِعٌ، وَلَا لِعَطَائِهِ مَانِعٌ، وَلَا كَصُنْعِهِ صُنْعُ صَانِعٍ، وَهُوَ الْجَوَادُ الْوَاسِعُ، فَطَرَ أَجْنَاسَ الْبَدَائِعِ، وَأَتْقَنَ بِحِكْمَتِهِ الصَّنَائِعَ، لَا تَخْفَى عَلَيْهِ الطَّلَائِعُ، وَلَا تَضِيعُ عِنْدَهُ الْوَدَائِعُ، جَازِي كُلِّ صَانِعٍ، وَرَائِشُ كُلِّ قَانِعٍ، وَرَاحِمُ كُلِّ ضَارِعٍ، وَمُنَزِّلُ الْمَنَافِعِ وَالْكِتَابِ الْجَامِعِ بِالنُّورِ السَّاطِعِ، وَهُوَ لِلدَّعَوَاتِ سَامِعٌ، وَلِلْكُرُبَاتِ دَافِعٌ، وَلِلدَّرَجَاتِ رَافِعٌ، وَلِلْجَبَابِرَةِ قَامِعٌ.

ستایش خدایی را که هیچ‌کس نمی‌تواند قضای او را بازدارد و کسی مانع عطای او نمی‌شود. هیچ آفریننده‌ای مانند آفرینش او نمی‌آفریند. او بخشنده‌ای گسترده‌دست است؛ انواع آفریده‌های شگفت را پدید آورده و ساخته‌های خود را با حکمت استوار کرده است. آغازهای موجودات بر او پوشیده نیست و امانت‌ها نزد او تباه نمی‌شود. به هر سازنده‌ای پاداش می‌دهد، هر قناعت‌پیشه‌ای را روزی می‌رساند، ناله‌کنندگان را رحمت می‌کند، سودها و کتاب جامع را با نور درخشان فرو می‌فرستد. او دعاها را می‌شنود، گرفتاری‌ها را دور می‌کند، درجات را بالا می‌برد و گردنکشان را درهم می‌شکند.

لَا إِلَهَ غَيْرُهُ، وَلَا شَيْءَ يَعْدِلُهُ، وَلَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ، وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ، اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

جز او معبودی نیست؛ چیزی همتای او نیست و هیچ‌چیز مانند او نیست. او شنوا و بینا، باریک‌بین و آگاه است و بر هر چیزی توانایی دارد.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَرْغَبُ إِلَيْكَ، وَأَشْهَدُ بِالرُّبُوبِيَّةِ لَكَ، مُقِرّاً بِأَنَّكَ رَبِّي، وَإِلَيْكَ مَرَدِّي، ابْتَدَأْتَنِي بِنِعْمَتِكَ قَبْلَ أَنْ أَكُونَ شَيْئاً مَذْكُوراً، وَخَلَقْتَنِي مِنَ التُّرَابِ، ثُمَّ أَسْكَنْتَنِي الْأَصْلَابَ، آمِناً لِرَيْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلَافِ الدُّهُورِ وَالسِّنِينَ.

خدایا، به سوی تو رغبت می‌کنم و به پروردگاری تو گواهی می‌دهم؛ اعتراف دارم که تو پروردگار منی و بازگشتم به سوی توست. پیش از آنکه چیزی شایسته یاد شدن باشم، با نعمتت آغازم کردی و مرا از خاک آفریدی؛ سپس در پشت پدران جایم دادی، درحالی‌که از حوادث مرگ و دگرگونی روزگار و سال‌ها ایمن بودم.

فَلَمْ أَزَلْ ظَاعِناً مِنْ أَصْلَابِ الْأَبَاءِ وَأَرْحَامِ الْأُمَّهَاتِ، فِي كُلِّ عَصْرٍ وَزَمَانٍ، نَقَلْتَنِي مِنْ قَرْنٍ إِلَى قَرْنٍ، فِي عَالَمِكَ الْمَاضِي، بِرَأْفَتِكَ وَإِحْسَانِكَ إِلَيَّ، وَلَمْ تُخْرِجْنِي لِرَأْفَتِكَ بِي، وَلِإِحْسَانِكَ إِلَيَّ، فِي دَوْلَةِ أَئِمَّةِ الْكُفْرِ الَّذِينَ نَقَضُوا عَهْدَكَ، وَكَذَّبُوا رُسُلَكَ، لَكِنَّكَ أَخْرَجْتَنِي رَأْفَةً مِنْكَ وَتَحَنُّناً عَلَيَّ، لِلَّذِي سَبَقَ لِي مِنَ الْهُدَى الَّذِي يَسَّرْتَهُ لِي، وَفِيهِ أَنْشَأْتَنِي، وَمِنْ قَبْلِ ذَلِكَ رَؤُوفاً بِي بِجَمِيلِ صُنْعِكَ وَسَوَابِغِ نِعَمِكَ.

همواره مرا از صلب پدران و رحم مادران، در عصرها و زمان‌های گوناگون، از نسلی به نسل دیگر منتقل کردی؛ در جهان گذشته، با مهر و نیکی‌ات به من. مرا در روزگار پیشوایان کفر که پیمانت را شکستند و پیامبرانت را تکذیب کردند، به دنیا نیاوردی؛ بلکه از روی مهربانی و عطوفت، به سبب هدایتی که برایم مقدر و آسان کرده بودی، مرا به این جهان آوردی و از پیش نیز با آفرینش زیبا و نعمت‌های کاملت به من لطف داشتی.

یادآوری نعمت‌های الهی

فَابْتَدَعْتَ خَلْقِي مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَى، ثُمَّ أَسْكَنْتَنِي فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ، بَيْنَ لَحْمٍ وَجِلْدٍ وَدَمٍ، لَمْ تُشَهِّدْنِي خَلْقِي، وَلَمْ تَجْعَلْ إِلَيَّ شَيْئاً مِنْ أَمْرِي، ثُمَّ أَخْرَجْتَنِي لِلَّذِي سَبَقَ لِي مِنَ الْهُدَى إِلَى الدُّنْيَا تَامّاً سَوِيّاً، وَحَفِظْتَنِي فِي الْمَهْدِ طِفْلاً صَبِيّاً، وَرَزَقْتَنِي مِنَ الْغِذَاءِ لَبَناً مَرِيّاً، وَعَطَفْتَ عَلَيَّ قُلُوبَ الْمَرَاضِعِ، وَكَفَّلْتَنِي الْأُمَّهَاتِ الرَّحِيمَاتِ، وَكَلَأْتَنِي مِنْ طَوَارِقِ الْجَانِّ، وَسَلَّمْتَنِي مِنَ الزِّيَادَةِ وَالنُّقْصَانِ.

آفرینش مرا از قطره آبی که ریخته می‌شود آغاز کردی؛ سپس مرا در سه تاریکی، میان گوشت و پوست و خون، جای دادی. هنگام آفرینشم مرا شاهد نگرفتی و اختیار چیزی از کارم را به من نسپردی. پس مرا سالم و کامل، برای هدایتی که از پیش برایم مقرر کرده بودی، به دنیا آوردی. در گهواره، کودکی خردسال، نگهداریم کردی؛ شیر گوارا روزی‌ام دادی، دل‌های پرستاران را به من مهربان کردی و مادران دلسوز را سرپرستم ساختی. مرا از آسیب‌های پنهان حفظ کردی و از زیادی و کاستی سالم نگه داشتی.

فَتَعَالَيْتَ يَا رَحِيمُ يَا رَحْمَنُ، حَتَّى إِذَا اسْتَهْلَلْتُ نَاطِقاً بِالْكَلَامِ، أَتْمَمْتَ عَلَيَّ سَوَابِغَ الْإِنْعَامِ، وَرَبَّيْتَنِي زَائِداً فِي كُلِّ عَامٍ، حَتَّى إِذَا اكْتَمَلَتْ فِطْرَتِي، وَاعْتَدَلَتْ مِرَّتِي، أَوْجَبْتَ عَلَيَّ حُجَّتَكَ بِأَنْ أَلْهَمْتَنِي مَعْرِفَتَكَ، وَرَوَّعْتَنِي بِعَجَائِبِ فِطْرَتِكَ، وَأَنْطَقْتَنِي لِمَا ذَرَأْتَ فِي سَمَائِكَ وَأَرْضِكَ مِنْ بَدَائِعِ خَلْقِكَ، وَنَبَّهْتَنِي لِذِكْرِكَ وَشُكْرِكَ، وَأَوْجَبْتَ عَلَيَّ طَاعَتَكَ وَعِبَادَتَكَ، وَفَهَّمْتَنِي مَا جَاءَتْ بِهِ رُسُلُكَ، وَيَسَّرْتَ لِي تَقَبُّلَ مَرْضَاتِكَ.

ای مهربان و بخشاینده، مقام تو برتر است. هنگامی که زبان به سخن گشودم، نعمت‌های کاملت را بر من تمام کردی و هر سال مرا پرورش دادی. چون آفرینشم کامل و نیرویم متعادل شد، حجت خود را بر من تمام کردی؛ شناختت را به من الهام کردی، با شگفتی‌های آفرینشت بیدارم ساختی، به سخن آوردی‌ام تا آفریده‌های شگفت تو را در آسمان و زمین ببینم، به یاد و شکر خود متوجه‌ام کردی، اطاعت و عبادتت را بر من واجب ساختی، آنچه پیامبرانت آورده بودند به من فهماندی و پذیرفتن خشنودی‌ات را برایم آسان کردی.

ثُمَّ إِذْ خَلَقْتَنِي مِنْ خَيْرِ الثَّرَى، لَمْ تَرْضَ لِي يَا إِلَهِي نِعْمَةً دُونَ أُخْرَى، وَرَزَقْتَنِي مِنْ أَنْوَاعِ الْمَعَاشِ وَصُنُوفِ الرِّيَاشِ، بِمَنِّكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ عَلَيَّ، وَإِحْسَانِكَ الْقَدِيمِ إِلَيَّ، حَتَّى إِذَا أَتْمَمْتَ عَلَيَّ جَمِيعَ النِّعَمِ، وَصَرَفْتَ عَنِّي كُلَّ النِّقَمِ، لَمْ يَمْنَعْكَ جَهْلِي وَجُرْأَتِي عَلَيْكَ أَنْ دَلَلْتَنِي إِلَى مَا يُقَرِّبُنِي إِلَيْكَ، وَوَفَّقْتَنِي لِمَا يُزْلِفُنِي لَدَيْكَ، فَإِنْ دَعَوْتُكَ أَجَبْتَنِي، وَإِنْ سَأَلْتُكَ أَعْطَيْتَنِي، وَإِنْ أَطَعْتُكَ شَكَرْتَنِي، وَإِنْ شَكَرْتُكَ زِدْتَنِي، كُلُّ ذَلِكَ إِكْمَالٌ لِأَنْعُمِكَ عَلَيَّ وَإِحْسَانِكَ إِلَيَّ.

پس از آنکه مرا از بهترین خاک آفریدی، ای معبود من، به نعمتی بسنده نکردی و نعمت‌های گوناگون زندگی و پوشش را به لطف بزرگ و دیرینت به من عطا کردی. هنگامی که همه نعمت‌ها را بر من کامل و همه رنج‌ها را از من دور کردی، نادانی و گستاخی‌ام مانع نشد که مرا به آنچه به تو نزدیک می‌کند راهنمایی کنی و به انجام آنچه نزد تو مقربم می‌سازد موفق گردانی. اگر تو را بخوانم پاسخم می‌دهی؛ اگر چیزی بخواهم عطا می‌کنی؛ اگر اطاعتت کنم قدردانی می‌کنی و اگر شکرت کنم، نعمتت را افزون می‌سازی. همه این‌ها برای کامل کردن نعمت و نیکی تو به من است.

اعتراف به کوتاهی و درخواست بخشش

فَسُبْحَانَكَ سُبْحَانَكَ مِنْ مُبْدِئٍ مُعِيدٍ حَمِيدٍ مَجِيدٍ، وَتَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ، وَجَلَّ ثَنَاؤُكَ، وَكَرُمَ صَنِيعُكَ. إِلَهِي أَيُّ نِعَمِكَ أُحْصِي عَدَداً وَذِكْراً، أَمْ أَيُّ عَطَايَاكَ أَقُومُ بِهَا شُكْراً، وَهِيَ يَا رَبِّ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ يُحْصِيَهَا الْعَادُّونَ، أَوْ يَبْلُغَ عِلْماً بِهَا الْحَافِظُونَ.

پاک و منزّهی، ای آغازکننده و بازگرداننده، ستوده و بزرگوار. نام‌هایت مقدس، ستایشت بلند و کردارت کریمانه است. خدایا، کدام نعمتت را بشمارم و یاد کنم؟ و در برابر کدام عطایت شکرگزاری کنم؟ نعمت‌های تو، پروردگارا، بیش از آن است که شمارشگران بتوانند بشمارند یا دانشمندان به حقیقت آن احاطه پیدا کنند.

ثُمَّ مَا صَرَفْتَ وَدَرَأْتَ عَنِّي، اللَّهُمَّ مِنَ الضُّرِّ وَالضَّرَّاءِ، أَكْثَرُ مِمَّا ظَهَرَ لِي مِنَ الْعَافِيَةِ وَالسَّرَّاءِ، وَأَنَا أَشْهَدُ يَا إِلَهِي بِحَقِيقَةِ إِيمَانِي، وَعَقْدِ عَزَمَاتِ يَقِينِي، وَخَالِصِ صَرِيحِ تَوْحِيدِي، وَبَاطِنِ مَكْنُونِ ضَمِيرِي، وَعَلَائِقِ مَجَارِي نُورِ بَصَرِي، وَأَسَارِيرِ صَفْحَةِ جَبِينِي، وَخَرَقِ مَسَارِبِ نَفْسِي، وَخَذَارِيفِ مَارِنِ عِرْنِينِي، وَمَسَارِبِ صِمَاخِ سَمْعِي، وَمَا ضُمَّتْ وَأَطْبَقَتْ عَلَيْهِ شَفَتَايَ، وَحَرَكَاتِ لَفْظِ لِسَانِي، وَمَغْرَزِ حَنَكِ فَمِي وَفَكِّي، وَمَنَابِتِ أَضْرَاسِي، وَمَسَاغِ مَطْعَمِي وَمَشْرَبِي، وَحِمَالَةِ أُمِّ رَأْسِي، وَبُلُوغِ فَارِغِ حَبَائِلِ عُنُقِي، وَمَا اشْتَمَلَ عَلَيْهِ صَدْرِي، وَحَمَائِلِ حَبْلِ وَتِينِي، وَنِيَاطِ حِجَابِ قَلْبِي، وَأَفْلَاذِ حَوَاشِي كَبِدِي، وَمَا حَوَتْهُ شَرَاسِيفُ أَضْلَاعِي، وَحِقَاقِ مَفَاصِلِي، وَقَبْضِ عَوَامِلِي، وَأَطْرَافِ أَنَامِلِي، وَلَحْمِي وَدَمِي وَشَعْرِي وَبَشَرِي، وَعَصَبِي وَقَصَبِي وَعِظَامِي وَمُخِّي، وَعُرُوقِي وَجَمِيعِ جَوَارِحِي، وَمَا انْتَسَجَ عَلَى ذَلِكَ أَيَّامَ رَضَاعِي، وَمَا أَقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنِّي، وَنَوْمِي وَيَقَظَتِي، وَسُكُونِي وَحَرَكَاتِ رُكُوعِي وَسُجُودِي، أَنْ لَوْ حَاوَلْتُ وَاجْتَهَدْتُ مَدَى الْأَعْصَارِ وَالْأَحْقَابِ، لَوْ عُمِّرْتُهَا، أَنْ أُؤَدِّيَ شُكْرَ إِحْدَى نِعَمِكَ مَا اسْتَطَعْتُ ذَلِكَ، إِلَّا بِمَنِّكَ الْمُوجِبِ عَلَيَّ بِهِ شُكْرَكَ أَبَداً جَدِيداً.

خدایا، آنچه از زیان و گرفتاری از من دور کردی، بسیار بیشتر از آسایش و خوشی‌ای است که برایم آشکار شده است. من با حقیقت ایمان، استواری یقین، توحید خالص، نهان دل، مسیرهای نور چشم، خطوط پیشانی، راه‌های نفس، سوراخ‌های بینی، مجاری شنوایی، لب‌ها، حرکت زبان، دهان و فک، ریشه دندان‌ها، راه ورود غذا و نوشیدنی، سر و گردن، سینه، رگ‌ها، قلب، کبد، دنده‌ها، مفصل‌ها، انگشتان، گوشت و خون و پوست، عصب و استخوان و مغز، رگ‌ها و همه اندام‌هایم گواهی می‌دهم که تو یگانه‌ای. همچنین با آنچه در روزهای شیرخوارگی بر من پوشاندی، آنچه زمین از من بر خود حمل می‌کند، خواب و بیداری، سکون و حرکت، رکوع و سجودم گواهی می‌دهم که اگر در همه دوران‌ها و قرن‌ها عمر می‌کردم و می‌کوشیدم شکر یکی از نعمت‌هایت را به جا آورم، توان آن را نداشتم؛ مگر به سبب لطف تو که خود، شکر تازه‌ای را بر من واجب می‌کند.

إِلَهِي أَنَا الْفَقِيرُ فِي غِنَايَ، فَكَيْفَ لَا أَكُونُ فَقِيراً فِي فَقْرِي؟ إِلَهِي أَنَا الْجَاهِلُ فِي عِلْمِي، فَكَيْفَ لَا أَكُونُ جَهُولاً فِي جَهْلِي؟ إِلَهِي إِنَّ اخْتِلَافَ تَدْبِيرِكَ، وَسُرْعَةَ طَوَاءِ مَقَادِيرِكَ، مَنَعَا عِبَادَكَ الْعَارِفِينَ بِكَ عَنِ السُّكُونِ إِلَى عَطَاءٍ، وَالْيَأْسِ مِنْكَ فِي بَلَاءٍ.

خدایا، من در عین دارایی فقیرم؛ پس چگونه در فقرم فقیر نباشم؟ معبودا، در دانش خود نادانم؛ پس چگونه در نادانی‌ام نادان نباشم؟ خدایا، دگرگونی تدبیر تو و سرعت دگرگون شدن تقدیرهایت، بندگان عارف تو را از دل‌بستن کامل به یک عطا و ناامید شدن از تو هنگام گرفتاری بازداشته است.

إِلَهِي مِنِّي مَا يَلِيقُ بِلُؤْمِي، وَمِنْكَ مَا يَلِيقُ بِكَرَمِكَ. إِلَهِي وَصَفْتَ نَفْسَكَ بِاللُّطْفِ وَالرَّأْفَةِ لِي قَبْلَ وُجُودِ ضَعْفِي، أَف