برای علاقهمند کردن کودک به کتابخوانی، لازم نیست از همان ابتدا او را به خواندن روزانه یا تمامکردن تعداد مشخصی کتاب وادار کنید. علاقه معمولاً از تجربهای خوشایند شکل میگیرد: چند دقیقه نشستن کنار والد، انتخاب یک داستان دوستداشتنی، خندیدن به تصاویر و فرصت حرفزدن دربارهٔ آنچه در کتاب میگذرد.
نقش والد این نیست که کودک را به هر قیمتی کتابخوان کند؛ باید شرایطی بسازد که کتاب در ذهن او با آرامش، کنجکاوی و رابطهٔ نزدیک با خانواده پیوند بخورد. انتخاب متناسب با سن، خواندن با صدای بلند و کنارگذاشتن اجبار، نقطهٔ شروع مؤثرتری از نصیحت و مقایسه است.
برای علاقهمند کردن کودک به کتابخوانی از کجا شروع کنیم؟
پیش از خرید کتاب، به رفتار و علاقهٔ فعلی کودک نگاه کنید. کودکی که عاشق حیوانات است، با داستانهای حیوانات ارتباط آسانتری برقرار میکند و کودکی که مدام دربارهٔ فضا، ماشینها یا آشپزی سؤال میپرسد، احتمالاً با کتابهای غیرداستانی تصویری بهتر همراه میشود.
قرار نیست اولین انتخاب کودک از نظر بزرگسالان آموزندهترین کتاب باشد. داستانهای طنز، کتابهای تکرارشونده، کمیکها و حتی کتابهایی که فقط تصویر دارند میتوانند مسیر ورود او به دنیای خواندن باشند.
اجازه بدهید کودک در انتخاب کتاب نقش داشته باشد
وقتی والد همیشه کتاب را انتخاب میکند، کودک ممکن است خواندن را یک تکلیف تحمیلی بداند. هنگام خرید یا رفتن به کتابخانه، دو یا سه گزینهٔ مناسب سنش را پیش روی او بگذارید و اجازه دهید از میان آنها انتخاب کند.
این آزادی به معنی بیتوجهی به محتوای کتاب نیست. بهتر است کتابها از نظر زبان، تصویر، موضوع و تناسب سنی بررسی شوند، اما پس از آن انتخاب نهایی تا حدی به خود کودک سپرده شود. اگر کتابی را چند بار پشتسرهم میخواهد، تکرار را مانع یادگیری ندانید؛ تکرار به کودک فرصت میدهد جزئیات، واژهها و الگوی داستان را بهتر بشناسد.
کتابخوانی را به زمان ارتباط تبدیل کنید، نه کلاس آموزشی
هنگام خواندن، لازم نیست بعد از هر صفحه از کودک سؤال امتحانی بپرسید یا معنی همهٔ واژهها را توضیح دهید. لحن مناسب، مکث در بخشهای هیجانانگیز و نشاندادن جزئیات تصویر، معمولاً مشارکت کودک را بیشتر میکند.
گاهی فقط دربارهٔ یک تصویر نظر بدهید: «فکر میکنی این شخصیت چرا پنهان شده؟» یا «اگر جای او بودی چه کار میکردی؟» پاسخ کودک میتواند کوتاه، بیربط یا حتی سکوت باشد. هدف اصلی، تجربهٔ مشترک و گفتوگوی طبیعی است، نه سنجش حافظه یا آموزش رسمی.
خواندن با صدای بلند چه زمانی بهتر جواب میدهد؟
برای بسیاری از خانوادهها، پیش از خواب زمان مناسبی است؛ اما این تنها گزینه نیست. بعد از صبحانه، در مسیر سفر، هنگام انتظار یا پیش از خواب نیمروزی هم میتوان چند دقیقه برای کتاب در نظر گرفت. زمان ثابت مفید است، ولی اگر تبدیل به قانون سختگیرانه شود، اثر معکوس دارد.
اگر کودک کمسن است، لازم نیست داستان را کامل بخوانید. چند صفحه، یک شعر کوتاه یا گفتوگو دربارهٔ تصاویر هم کافی است. کتاب را زمانی کنار بگذارید که هنوز تجربهٔ خواندن برای کودک خوشایند است، نه وقتی که بیحوصلگی به اوج رسیده است.
محیط خانه باید کتاب را در دسترس کودک قرار دهد
کتابهایی که در قفسهٔ بلند و دور از دسترس قرار دارند، کمتر وارد بازی روزمرهٔ کودک میشوند. چند کتاب را در ارتفاع چشم او بگذارید؛ ترجیحاً طوری که جلدشان دیده شود، نه اینکه همهٔ کتابها فقط از کنار هم دیده شوند.
لازم نیست خانه کتابخانهٔ بزرگی داشته باشد. یک سبد کوچک در اتاق کودک یا کنار محل بازی، با چند کتاب متنوع، میتواند از قفسهای پر اما دستنیافتنی کاربردیتر باشد. هر چند هفته، تعدادی از کتابها را جابهجا کنید تا مجموعه برای کودک تازگی داشته باشد.
بردن کودک به کتابخانه یا کتابفروشی نیز میتواند بخشی از این تجربه باشد. حتی اگر خریدی انجام نشود، دیدن انتخابهای مختلف و ورقزدن کتابها به او نشان میدهد کتاب فقط وسیلهٔ انجام تکلیف مدرسه نیست.
الگوی والد بودن از توصیهکردن مؤثرتر است
کودک از رفتار روزمرهٔ بزرگسالان بیشتر از توصیههای مستقیم تأثیر میگیرد. اگر والد همیشه در دسترس بودن تلفن همراه را به مطالعه ترجیح دهد و همزمان از کودک بخواهد کتاب بخواند، پیام عملی خانه با حرفها هماهنگ نخواهد بود.
لازم نیست والد هر روز کتاب قطور بخواند. چند دقیقه مطالعهٔ مجله، رمان، شعر یا حتی بررسی یک دستور آشپزی در برابر کودک، این پیام را منتقل میکند که خواندن فعالیتی طبیعی و لذتبخش برای اعضای خانواده است. گاهی میتوانید دربارهٔ چیزی که خواندهاید کوتاه صحبت کنید، بدون اینکه از کودک بخواهید همان کار را تکرار کند.
برای هر سن، انتظار متفاوتی داشته باشید
روش مناسب برای کودک دوساله با دانشآموز دبستانی یکسان نیست. کتاب باید از نظر طول، واژگان، تصویر و میزان مشارکت با توانایی فعلی کودک هماهنگ باشد؛ در غیر این صورت، حتی داستان خوب هم خستهکننده به نظر میرسد.
- پیشدبستانی: کتابهای تصویری، شعر، داستانهای کوتاه و کتابهای تعاملی انتخابهای مناسبی هستند. اجازه دهید کودک تصویرها را نشان دهد، بعضی جملهها را کامل کند و داستان را با زبان خودش تعریف کند.
- سالهای آغاز دبستان: مجموعههای داستانی کوتاه، کتابهای طنز و موضوعات مورد علاقهٔ کودک را در کنار کتابهای مناسب مدرسه قرار دهید. خواندن مشترک، نوبتی و شنیدن کتاب صوتی در کنار متن میتواند شروع کار را آسانتر کند.
- کودکان بزرگتر: به حریم انتخاب و سلیقهٔ آنها احترام بگذارید. رمان، زندگینامهٔ ساده، مجلهٔ کودک، کمیک و کتابهای علمی همگی میتوانند خواندن را ادامهدار کنند؛ معیار فقط ادبیبودن یا قطوربودن کتاب نیست.
چه رفتارهایی علاقهٔ کودک را کمتر میکند؟
مقایسهکردن کودک با خواهر، برادر یا همکلاسی، اصلاح مداوم شیوهٔ خواندن و تعیین حجم اجباری، کتاب را به میدان ارزیابی تبدیل میکند. کودک ممکن است از ترس اشتباه، کمتر سراغ کتاب برود یا فقط برای تمامکردن تکلیف بخواند.
رشوهدادن برای هر صفحه نیز راهحل پایدار نیست. اگر از ابتدا خواندن با پاداش خوراکی، اسباببازی یا امتیاز گره بخورد، احتمال دارد خود داستان برای کودک جذابیت کمتری پیدا کند. بهتر است انگیزهٔ اصلی از انتخاب، همراهی، گفتوگو و امکان تجربهٔ موفق ساخته شود.
همچنین کتاب را ابزار تهدید نکنید؛ مثلاً نگویید «اگر شیطنت کنی، دیگر برایت داستان نمیخوانم». زمان داستان بهتر است حتی در روزهای پرتنش، تا حد امکان از تنبیه و معامله جدا بماند.
اگر کودک به صفحهنمایش علاقهٔ بیشتری دارد
قطع ناگهانی صفحهنمایش معمولاً علاقهٔ پایدار به کتاب ایجاد نمیکند. میتوانید زمان کوتاه و مشخصی را برای خواندن مشترک پیش از بخشی از برنامهٔ تصویری قرار دهید، اما کتاب را به مجازات یا مانع همیشگی سرگرمی تبدیل نکنید.
مقایسهٔ مستقیم کتاب با ویدئو هم کمکی نمیکند؛ ویدئو محرکهای سریعتری دارد و طبیعی است که گاهی برای کودک جذابتر باشد. کتاب را با مشارکت زندهٔ والد جذاب کنید: صداهای شخصیتها را تغییر دهید، تصویرها را به زندگی روزمره ربط دهید و اجازه دهید کودک بخشی از داستان را بازی کند.
جمعبندی: برای چگونه کودک را به کتابخوانی علاقهمند کنیم؟ پاسخ در یک برنامهٔ سخت یا تعداد مشخصی صفحه نیست. کتاب متناسب با علاقهٔ کودک، انتخاب آزاد، خواندن کوتاه و منظم، حضور الگوی خانوادگی و حذف فشار، پایههای اصلی این عادتاند؛ اگر کودک فعلاً فقط چند صفحه یا یک کتاب تکراری میخواند، همین میتواند شروع ارزشمندی باشد.


