آموزش همدلی به کودک از سخنرانی و تذکرهای مداوم شروع نمیشود؛ کودک ابتدا همدلی را در رفتار روزمرهٔ والدین میبیند. وقتی احساس او جدی گرفته میشود، کمکم یاد میگیرد احساس دیگران را هم تشخیص دهد و به آن پاسخ بدهد.
هدف این نیست که کودک همیشه کوتاه بیاید یا برای راضی نگهداشتن دیگران خواستهٔ خودش را کنار بگذارد. همدلی یعنی بتواند احساس و نیاز فرد دیگری را بفهمد، بدون اینکه مرزهای خودش را از دست بدهد.
آموزش همدلی به کودک از شناخت احساسات شروع میشود
کودکی که هنوز نمیتواند ناراحتی، خستگی یا حسادت خودش را تشخیص دهد، برای فهم احساس دیگران هم به کمک نیاز دارد. والد میتواند در موقعیتهای روزمره احساس را نامگذاری کند: «فکر کنم از خرابشدن برجت ناراحت شدی» یا «بهنظر میرسد وقتی نوبتت عقب افتاد، عصبانی شدی.»
این جملهها به معنای درستبودن قطعی برداشت والد نیستند. بهتر است از عبارتهایی مثل «فکر میکنم» یا «ممکن است» استفاده کنید تا کودک فرصت داشته باشد احساس واقعیاش را اصلاح کند.
والدین چگونه الگوی همدلی باشند؟
کودک بیشتر از توصیه، شیوهٔ رفتار بزرگسالان را یاد میگیرد. اگر والد هنگام اشتباه کودک فقط داد بزند، اما در اختلافهای خانوادگی احساس دیگران را نادیده بگیرد، پیام عملی با آموزش کلامی هماهنگ نخواهد بود.
الگوبودن به معنای آرامبودن همیشگی نیست. حتی پس از واکنش تند میتوان گفت: «صدایم بلند شد و احتمالاً ترسیدی. عصبانی بودم، اما بهتر بود آرامتر حرف بزنم.» چنین ترمیمی به کودک نشان میدهد مسئولیتپذیری و همدلی بعد از اشتباه هم ممکن است.
در لحظهٔ تعارض، بهجای سرزنش چه بگوییم؟
وقتی کودک هل میدهد، اسباببازی را میقاپد یا حرف آزاردهندهای میزند، اول باید امنیت برقرار شود. دست او را آرام نگه دارید و رفتار آسیبزننده را متوقف کنید؛ آموزش همدلی در اوج خشم معمولاً نتیجهٔ خوبی ندارد.
بعد از اینکه کودک آرامتر شد، گفتوگو را کوتاه و مشخص پیش ببرید:
- واقعیت را بگویید: «تو ماشین را از دست او کشیدی.»
- اثر رفتار را توضیح دهید: «او ناراحت شد و دیگر نتوانست بازی کند.»
- احساس کودک را هم ببینید: «تو هم خیلی میخواستی نوبتت زودتر برسد.»
- راه جبران را پیدا کنید: «حالا میتوانی ماشین را پس بدهی و برای نوبتت صبر کنی.»
این روش همزمان دو پیام دارد: احساس کودک قابل فهم است، اما هر رفتاری قابل قبول نیست.
بازیهایی که درک احساس دیگران را تقویت میکنند
تمرین همدلی لازم نیست رسمی یا طولانی باشد. بازی و گفتوگوی کوتاه، فرصت مناسبی برای تمرین مهارتهایی است که در موقعیت واقعی هنوز برای کودک دشوارند.
- حدسزدن احساسها: از روی چهره، حالت بدن یا یک تصویر بپرسید شخصیت چه احساسی دارد و چرا. پاسخ کودک را فوراً اصلاح نکنید؛ از او دلیل بخواهید.
- تغییر زاویهٔ دید: در داستان یا بازی وانمودی بپرسید «اگر جای او بودی، چه چیزی کمکت میکرد؟»
- نمایش موقعیتهای روزمره: نقش دو کودکی را بازی کنید که هر دو یک اسباببازی میخواهند و راهحلهای مختلف را امتحان کنید.
- توجه به اثر رفتار: بعد از کمککردن کودک بگویید «وقتی لیوان را برای مادربزرگ آوردی، او راحتتر شد»؛ نه اینکه فقط او را «بچهٔ خوب» بنامید.
کودک را به عذرخواهی اجباری وادار نکنید
گفتن «بگو ببخشید» ممکن است دعوا را سریع تمام کند، اما اگر کودک هنوز عصبانی یا گیج باشد، احتمالاً معنای عذرخواهی را درک نکرده است. بهجای تمرکز صرف بر واژه، به جبران واقعی کمک کنید: پسدادن وسیله، ساختن دوبارهٔ چیزی که خراب شده یا پرسیدن اینکه طرف مقابل چه نیازی دارد.
میتوانید جملهٔ مناسب را پیشنهاد دهید، اما مجبورش نکنید آن را طوطیوار تکرار کند: «میتوانی بگویی متأسفی که هل دادی و بپرسی حالش خوب است یا نه.» اگر کودک هنوز آماده نیست، ابتدا او را از موقعیت دور کنید و گفتوگو را به زمان آرامتری موکول کنید.
مرز همدلی با تسلیمشدن و احساس گناه
گاهی والدین از ترس بیتوجهبودن به احساس دیگران، کودک را وادار میکنند اسباببازیاش را بدهد، همیشه کوتاه بیاید یا ناراحتی دیگران را مسئولیت خودش بداند. این رفتار با همدلی فرق دارد.
کودک میتواند هم احساس دوستش را بفهمد و هم مرز داشته باشد: «میدانم دوست داری با این ماشین بازی کنی، اما من هنوز تمام نکردهام. بعد از پنج دقیقه نوبت توست.» پذیرش ناراحتی دیگران به این معنا نیست که باید هر خواستهای را برآورده کرد.
از کودک چه انتظاری متناسب با سنش داشته باشیم؟
همدلی در سالهای کودکی بهتدریج رشد میکند. کودک خردسال ممکن است ناراحتی دیگری را ببیند و فقط با تقلید، بغلکردن یا آوردن یک وسیله واکنش نشان دهد؛ کودک بزرگتر میتواند علت احساس را بهتر توضیح دهد و دربارهٔ راهحل فکر کند.
مقایسهکردن کودک با خواهر، برادر یا همکلاسیاش کمککننده نیست. بهجای برچسبهایی مانند «خودخواه» یا «بیملاحظه»، رفتار مشخص را توصیف کنید و یک گام کوچک برای اصلاح آن پیشنهاد دهید.
جمعبندی: آموزش همدلی به کودک با سه کار روزمره پیش میرود: احساسها را نامگذاری کنید، خودتان در رابطهها الگو باشید و پس از تعارض، بهجای شرمندهکردن کودک، اثر رفتار و راه جبران را نشان دهید. همدلی در کنار مرزبندی رشد میکند، نه با اجبار به سکوت یا فداکاری.


