ترسهای رایج کودکان معمولاً بخشی از مسیر رشد هستند؛ از تاریکی و جدایی از والدین گرفته تا حیوانات، صداهای بلند، دزد، پزشک یا کابوسهای شبانه. این ترسها بهخودیخود نشانه ضعف یا لوس بودن کودک نیستند، اما واکنش بزرگترها میتواند آنها را آرامتر یا شدیدتر کند.
کمک مؤثر یعنی ترس کودک را جدی بگیریم، بدون اینکه خطر را بزرگنمایی کنیم. کودک باید بداند احساسش پذیرفته است و همزمان فرصت داشته باشد قدمبهقدم یاد بگیرد که میتواند از عهده موقعیت بربیاید.
ترسهای رایج کودکان در سنین مختلف
ترسها با رشد ذهنی کودک تغییر میکنند. کودک خردسال بیشتر از چیزهایی میترسد که برایش ملموساند؛ اما با شکلگیری تخیل، داستانها، اخبار و برداشتهای پیچیدهتر از جهان، نگرانیهای تازهای پیدا میکند.
- نوزادی و نوپایی: صداهای ناگهانی، افراد ناآشنا، دور شدن مراقب اصلی و تغییر محیط میتواند کودک را مضطرب کند.
- سنین پیشدبستانی: تاریکی، هیولا، حیوانات، دزد، تنها خوابیدن، توالت یا جدا شدن از والدین از ترسهای شایع این دوره است.
- سالهای ابتدایی مدرسه: اشتباه کردن، مسخره شدن، امتحان، معلم، آسیب دیدن، بیماری و پذیرفته نشدن در جمع ممکن است نگرانی کودک را بیشتر کند.
- سنین بالاتر: نگرانی درباره عملکرد درسی، دوستیها، ظاهر، اخبار و امنیت خانواده اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این تقسیمبندی قطعی نیست. خلقوخو، تجربههای قبلی، تغییرات خانوادگی و میزان مواجهه با محتوای ترسناک باعث میشوند زمان و شدت ترس در کودکان با هم فرق داشته باشد.
والدین هنگام ترس کودک چه واکنشی نشان دهند؟
احساس کودک را تأیید کنید، نه اینکه خطر را تأیید کنید
به جای گفتن «چیزی نیست، نترس»، بگویید: «میبینم تاریکی ترساندت. من اینجا هستم و با هم اتاق را امن بررسی میکنیم.» این جمله به کودک نشان میدهد احساسش دیده شده، اما به این معنا نیست که واقعاً هیولایی در اتاق وجود دارد.
با آرامش و کوتاه صحبت کنید
وقتی کودک ترسیده است، توضیحهای طولانی معمولاً اثر زیادی ندارد. صدای آرام، تماس بدنی در صورت تمایل کودک و چند جمله روشن بهتر از بحث کردن یا پرسیدن مداوم «چرا میترسی؟» عمل میکند.
از تمسخر، تهدید و مقایسه دوری کنید
گفتن جملههایی مثل «بچه بزرگ که نمیترسد» یا «اگر گریه کنی، دکتر میآید» ممکن است کودک را برای مدتی ساکت کند، اما ترس را از بین نمیبرد. تهدید با دزد، جن، پلیس یا موجودات خیالی نیز میتواند ناامنی کودک را بیشتر کند؛ حتی اگر با هدف شوخی یا وادار کردن او به اطاعت گفته شود.
روشهای عملی برای کم کردن ترس کودک
- ترس را نامگذاری کنید: به کودک کمک کنید بین ترس، نگرانی و خطر واقعی تفاوت بگذارد. مثلاً بگویید «بدنت وقتی نگران میشود تندتر نفس میکشد».
- اطلاعات ساده و واقعی بدهید: درباره مراجعه به پزشک، صدای رعد یا رفتن به مدرسه توضیحی متناسب با سن کودک ارائه کنید و از جزئیات ترسناک غیرضروری بگذرید.
- یک برنامه کوچک بسازید: برای ترس از جدایی، ابتدا چند دقیقه دور شدن در خانه، سپس ماندن کوتاه نزد یک مراقب آشنا و بعد موقعیتهای طولانیتر را تمرین کنید.
- مواجهه را تدریجی کنید: اگر کودک از سگ میترسد، لازم نیست فوراً آن را لمس کند. دیدن تصویر، تماشای سگ از فاصله امن و نزدیک شدن در شرایط کنترلشده میتواند مرحلههای بعدی باشد.
- مهارت آرامسازی تمرین کنید: نفس کشیدن آهسته، شمردن، در آغوش گرفتن عروسک یا گفتن جملهای مانند «من امنم و میتوانم کمک بخواهم» باید در زمان آرامش تمرین شود، نه فقط وسط ترس.
- تلاش کودک را تحسین کنید: به جای نتیجه، شجاعت او را ببینید؛ مثلاً بگویید «با اینکه نگران بودی، خودت وارد اتاق شدی.»
هدف، حذف فوری ترس نیست. کودک باید تجربه کند که میتواند احساس ناخوشایند را تحمل کند و با کمک یا بدون کمک تدریجی، دوباره آرام شود.
برای ترس از تاریکی و کابوسهای شبانه چه کنیم؟
روتین ثابت پیش از خواب به کودک کمک میکند بداند چه چیزی در انتظارش است. نور خواب ملایم، بررسی کوتاه اتاق، انتخاب یک عروسک یا پتو و خواندن داستانی آرام میتواند مفید باشد؛ اما بهتر است هر شب دهها بار اتاق را جستوجو نکنید، چون این کار ناخواسته پیام میدهد که اتاق واقعاً خطرناک است.
اگر کودک با کابوس بیدار شد، ابتدا امنیت او را تأمین کنید و اجازه دهید چند دقیقه آرام شود. لازم نیست خواب را به واقعیت تعبیر کنید یا کودک را مجبور کنید همان لحظه درباره آن حرف بزند. صبح میتوانید از او بخواهید پایان دیگری برای کابوس نقاشی کند یا داستانش را به شکلی امن تغییر دهد.
چه زمانی ترس کودک دیگر فقط یک ترس معمولی نیست؟
شدت و اثر ترس مهمتر از نام آن است. اگر کودک به دلیل ترس از مدرسه رفتن، خوابیدن، غذا خوردن، حمام، مهمانی یا جدا شدن از والدین اجتناب میکند، موضوع نیاز به توجه بیشتری دارد.
ترسی که چندین هفته ادامه پیدا میکند، مدام به موقعیتهای تازه گسترش مییابد یا با دلدرد، سردرد، بدخوابی، شبادراری، گریههای طولانی و افت عملکرد همراه است، بهتر است با روانشناس کودک بررسی شود. پس از یک حادثه ترسناک، تغییر بزرگ خانوادگی یا تجربه خشونت نیز کمک تخصصی میتواند از ماندگار شدن اضطراب جلوگیری کند. این توصیه جای تشخیص و درمان فردی توسط متخصص را نمیگیرد.
چیزی که درباره ترسهای رایج کودکان باید بماند
ترسهای رایج کودکان با سرزنش از بین نمیروند؛ کودک به ترکیبی از همدلی، اطلاعات واقعی، احساس امنیت و مواجهه تدریجی نیاز دارد. والدین لازم نیست همه ترسها را برای همیشه از محیط حذف کنند، بلکه باید به کودک کمک کنند خطر واقعی را از تصور جدا کند و قدمهای کوچک اما قابلتحمل بردارد.


