مهارت اجتماعی با توضیحدادنِ صرف ساخته نمیشود؛ کودک باید فرصت داشته باشد سلامکردن، گوشدادن، نوبتگرفتن، همکاری و حل اختلاف را در موقعیتهای امن تمرین کند. بازیها و تمرینهای تقویت مهارت اجتماعی کودکان این فرصت را بدون تبدیلکردن خانه به کلاس آموزشی فراهم میکنند.
بازی را کوتاه و متناسب با سن کودک انتخاب کنید و لازم نیست هر بار همه رفتارها را آموزش دهید. هدف این است که کودک یک مهارت مشخص را چند بار تجربه کند، نتیجه رفتار خود را ببیند و بهتدریج آن را در رابطه با دیگران به کار ببرد.
بازیها و تمرینهای تقویت مهارت اجتماعی کودکان در خانه
۱. بازی «نوبت من، نوبت تو»
یک توپ، پازل، ماشین یا وسیلهای انتخاب کنید که بتوانید آن را به نوبت استفاده کنید. هنگام تحویل وسیله، جملههای کوتاهی مانند «حالا نوبت توست» و «بعد از تو نوبت من است» بگویید و چند ثانیه صبرکردن را تمرین کنید.
برای کودک کمسن، نوبتها را بسیار کوتاه نگه دارید. اگر کودک وسیله را پس نمیدهد، به جای گرفتن ناگهانی آن، با آرامش یادآوری کنید: «وقتی زنگ خورد، نوبت من میشود.» این بازی فقط نوبتگیری نیست؛ تحمل انتظار و پیشبینی اتفاق بعدی را هم تقویت میکند.
۲. نمایش عروسکی برای سلامکردن و درخواستکردن
با عروسک یا اسباببازی، موقعیتهایی مانند ورود مهمان، قرضگرفتن مداد یا پیوستن به بازی را اجرا کنید. یک بار نقش کودک را بازی کنید و سپس جای نقشها را عوض کنید تا کودک هم درخواستکردن و هم پاسخدادن را تجربه کند.
جملهها را ساده نگه دارید: «سلام»، «میتوانم با شما بازی کنم؟»، «لطفاً آن را به من بده» و «نه، ممنونم». اگر کودک خجالتی است، ابتدا اجازه دهید فقط عروسک صحبت کند؛ مشارکت غیرمستقیم هم بخشی از تمرین است.
۳. ساختن یک کاردستی مشترک
برای ساختن خانه با لگو، نقاشی دو نفره یا درستکردن کاردستی، یک هدف مشترک تعیین کنید. هر نفر بخشی از وسایل یا مراحل کار را بر عهده بگیرد و از کودک بخواهید برای تصمیمگیری از طرف مقابل سؤال کند؛ مثلاً «اول پنجره را بسازیم یا در را؟».
در این بازی، نتیجه نهایی به اندازه همکاری اهمیت ندارد. اگر کودک میخواهد همه کارها را خودش انجام دهد، وظیفهها را کوچک و روشن تقسیم کنید: «تو قطعههای آبی را پیدا کن، من قطعههای زرد را.» سپس رفتارهایی مثل کمکخواستن، تشکرکردن و توافقکردن را بهطور مشخص تحسین کنید.
۴. بازی «احساسش را حدس بزن»
چند موقعیت آشنا را با چهره و بدن نمایش دهید: گمشدن اسباببازی، بردن در بازی، نپذیرفتهشدن در جمع یا دریافت هدیه. کودک باید حدس بزند شخصیت چه احساسی دارد و بگوید از کجا این احساس را فهمیده است.
بهتر است پاسخ را به یک گزینه محدود نکنید. ممکن است کودک همزمان ناراحت و عصبانی باشد یا از یک موقعیت هم خوشحال و هم مضطرب شود. بعد بپرسید: «اگر دوستت این احساس را داشت، چه کمکی میتوانستی به او بکنی؟»
۵. داستان نیمهتمام برای حل تعارض
داستانی کوتاه بسازید: «دو کودک هر دو میخواهند با یک دوچرخه بازی کنند و هر دو همزمان به آن میرسند.» از کودک بخواهید چند راهحل پیشنهاد دهد. راهحلهایی مانند نوبتی بازیکردن، انتخاب فعالیت دیگر یا کمکگرفتن از بزرگتر را بررسی کنید.
در این تمرین، پاسخ درست واحدی وجود ندارد. مهم این است که کودک یاد بگیرد قبل از هلدادن، فریادزدن یا ترککردن موقعیت، چند گزینه را ببیند. میتوانید از او بپرسید: «کدام راه برای هر دو نفر منصفانهتر است؟»
۶. بازی همکاری با دستورهای دقیق
در «کارآگاه گمشده»، یک وسیله را پنهان کنید و کودک را با دستورهای مرحلهای راهنمایی کنید؛ سپس اجازه دهید او همین کار را برای شما انجام دهد. در مرحله بعد، دو کودک میتوانند با توضیحدادن مسیر به یکدیگر وسیله را پیدا کنند.
این بازی گوشدادن، پرسیدن سؤال و روشن حرفزدن را تمرین میدهد. اگر توضیح کودک مبهم بود، به جای اصلاح فوری بگویید: «من دقیق نفهمیدم؛ میتوانی بگویی سمت راست یا کنار کدام وسیله؟»
چطور تمرینها را برای سن کودک تنظیم کنیم؟
- سه تا چهار سال: بازیهای کوتاه و دونفره با جملههای ساده، تقلید احساسات و نوبتهای چندثانیهای مناسبتر است.
- پنج تا شش سال: نمایش موقعیتهای اجتماعی، بازیهای مشارکتی و داستانهای حل تعارض را میتوان کمی پیچیدهتر کرد.
- سالهای دبستان: کودک میتواند در تعیین قوانین، تقسیم نقشها، داوری دوستانه و پیدا کردن راهحل برای اختلافها مشارکت کند.
سن بهتنهایی تعیینکننده نیست. میزان خستگی، آشنایی کودک با همبازی، تفاوتهای زبانی و تجربه قبلی او نیز روی عملکردش اثر میگذارد؛ بنابراین یک بازی را میتوان سادهتر یا دشوارتر کرد.
والدین هنگام بازی چه نقشی داشته باشند؟
بزرگسال بهتر است الگوی رفتار باشد، نه داور دائمی. به جای گفتن «خوب بازی کن»، رفتار قابل مشاهده را نام ببرید: «صبر کردی تا خواهرت حرفش تمام شود» یا «وقتی ناراحت شدی، به جای هلدادن گفتی نوبت من است.» این بازخورد به کودک نشان میدهد دقیقاً چه کاری را میتواند تکرار کند.
اشتباهکردن هم باید بخشی از بازی باشد. اگر کودک باخت، فوراً احساس او را انکار نکنید و نگویید «چیزی نیست». میتوانید بگویید: «باختن ناراحتکننده است؛ بیا فکر کنیم دور بعد چه کاری میتوانی انجام دهی.»
بازی را وقتی متوقف کنید که کودک خسته یا بیشازحد هیجانزده شده است. مجبورکردن کودک به سلامکردن، بغلکردن یا ادامهدادن بازی معمولاً مهارت اجتماعی ایجاد نمیکند؛ آموزش باید همراه با احترام به مرزهای بدنی و احساس امنیت او باشد.
اشتباههایی که اثر تمرین را کمتر میکنند
- تبدیل هر بازی به آزمون و اصلاح مداوم پاسخ کودک
- مقایسهکردن او با خواهر، برادر یا همکلاسیها
- انتظار رفتار یکسان در خانه، مهمانی و جمع همسالان
- تمرکز فقط بر نتیجه و نادیدهگرفتن تلاش برای همکاری
- انتخاب بازیهای رقابتی برای کودکی که هنوز نوبتگیری را تمرین نکرده است
اگر کودک در یک موقعیت خاص مشکل دارد، همان موقعیت را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید. برای نمونه، پیش از حضور در مهمانی ابتدا سلامکردن با عروسک، سپس سلامکردن به یکی از اعضای خانواده و بعد ورود کوتاه به جمع را تمرین کنید.
جمعبندی
بازیها و تمرینهای تقویت مهارت اجتماعی کودکان زمانی بیشترین اثر را دارند که کوتاه، تکرارشونده و نزدیک به تجربههای روزمره باشند. نوبتگیری، درخواست محترمانه، تشخیص احساس، همکاری و حل تعارض را جداگانه تمرین کنید و به جای انتظار رفتار بینقص، پیشرفتهای کوچک کودک را ببینید.


