خرافات معروف کشورهای مختلف فقط یادگار گذشته نیستند؛ بسیاری از آن‌ها هنوز در تصمیم‌های روزمره، آیین‌های خانوادگی و واکنش مردم به اتفاق‌های غیرمنتظره دیده می‌شوند. از ترس عدد ۱۳ و گربه سیاه گرفته تا آویزان‌کردن چشم‌زخم، هر کشور مجموعه‌ای از باورها دارد که ریشه‌شان به تاریخ، دین، ادبیات یا تجربه‌های جمعی برمی‌گردد.

البته رواج یک باور به معنای درست‌بودن آن نیست. این رفتارها را بهتر است به‌عنوان بخشی از فرهنگ عامه بشناسیم؛ برخی فقط نمادین‌اند، برخی برای افراد آرامش ایجاد می‌کنند و بعضی دیگر، اگر مبنای تصمیم‌های مهم قرار بگیرند، می‌توانند دردسرساز شوند.

خرافات معروف کشورهای مختلف چگونه شکل گرفته‌اند؟

خرافه معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که انسان میان دو اتفاق هم‌زمان رابطه‌ای علت‌ومعلولی تصور کند؛ برای مثال، اگر فردی پس از دیدن نشانه‌ای خاص با حادثه‌ای روبه‌رو شود، ممکن است آن نشانه را بدیمن بداند. داستان‌ها، آیین‌های مذهبی، رخدادهای تاریخی و حتی شباهت آوایی واژه‌ها نیز در ماندگارشدن این باورها نقش داشته‌اند.

یک نکته مهم این است که معنای یک نماد در همه‌جا یکسان نیست. گربه سیاه در جایی نشانه بدشانسی است و در جایی دیگر خوش‌یمنی؛ عدد چهار در بعضی کشورهای شرق آسیا ناخوشایند تلقی می‌شود، اما در فرهنگ دیگری ممکن است چنین معنایی نداشته باشد.

عددها و روزهای بدیمن در فرهنگ‌های گوناگون

عدد ۱۳ در اروپا و آمریکای شمالی

در بسیاری از کشورهای غربی، عدد ۱۳ با بدشانسی پیوند خورده است. به همین دلیل در بعضی ساختمان‌ها شماره طبقه ۱۳ حذف می‌شود یا برای اتاق‌ها و صندلی‌ها از این عدد استفاده نمی‌کنند. ترس از جمعه سیزدهم نیز ترکیبی از حساسیت نسبت به روز جمعه و عدد ۱۳ است، اما میزان جدی‌گرفتن آن از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد.

سه‌شنبه سیزدهم در اسپانیا و برخی کشورهای اسپانیایی‌زبان

در اسپانیا، سه‌شنبه سیزدهم به‌جای جمعه سیزدهم روزی بدیمن شناخته می‌شود. این باور در ضرب‌المثل‌ها و فرهنگ عمومی بازتاب پیدا کرده و باعث شده بعضی افراد در چنین روزی از شروع کار مهم یا سفر پرهیز کنند.

عدد چهار در چین و ژاپن

در زبان چینی و ژاپنی، تلفظ عدد چهار در برخی کاربردها به واژه‌ای نزدیک است که معنای مرگ دارد. همین شباهت آوایی باعث شده در بعضی ساختمان‌ها، بیمارستان‌ها یا هدیه‌دادن‌ها از عدد چهار پرهیز شود. این حساسیت درباره عددها در همه خانواده‌ها و شهرها یکسان نیست، اما در طراحی ساختمان و خدمات تجاری گاهی دیده می‌شود.

عدد ۱۷ در ایتالیا

در ایتالیا، عدد ۱۷ برای بخشی از مردم بدیمن است. یکی از توضیح‌های رایج، ارتباط آن با شیوه نوشتن عدد در اعداد رومی و امکان برداشت نمادین از آن است. به همین دلیل ممکن است شماره ۱۷ در برخی هتل‌ها یا وسایل نقلیه با احتیاط استفاده شود.

گربه سیاه، چوب‌زدن و دیگر نشانه‌های روزمره

گربه سیاه از شناخته‌شده‌ترین نمادهای بدشانسی در فرهنگ عامه اروپایی و آمریکایی است؛ بااین‌حال این معنا جهانی نیست. در ژاپن، گربه سیاه در بعضی روایت‌ها می‌تواند نشانه خوش‌شانسی یا موفقیت باشد. بنابراین قضاوت درباره این نماد بدون توجه به کشور و زمینه فرهنگی، برداشت دقیقی به دست نمی‌دهد.

در بریتانیا و شماری از کشورهای انگلیسی‌زبان، «زدن به چوب» برای جلوگیری از بدشانسی یا خنثی‌کردن حرفی ناخوشایند رایج است. این حرکت گاهی کاملاً ناخودآگاه انجام می‌شود؛ مثلاً فردی پس از گفتن اینکه امیدوار است اتفاق بدی رخ ندهد، به سطح چوبی دست می‌زند.

در بسیاری از فرهنگ‌ها نیز بازکردن چتر در فضای بسته، شکستن آینه یا ردشدن از زیر نردبان نشانه بدیمنی تلقی می‌شود. درباره نردبان، بخشی از ماندگاری این باور می‌تواند به خطر واقعی افتادن اشیا یا برخورد افراد مربوط باشد؛ اما پیوند آن با بدشانسی، یک تفسیر فرهنگی است نه نتیجه‌ای اثبات‌شده.

چشم‌زخم و نمادهای محافظ در مدیترانه و آسیا

باور به چشم‌زخم در خاورمیانه، شمال آفریقا، مدیترانه و بخش‌هایی از آسیا سابقه طولانی دارد. در ترکیه، مهره آبی نازار به‌عنوان نمادی برای دورکردن نگاه آسیب‌رسان شناخته می‌شود و نمونه‌هایی از آن در خانه‌ها، خودروها، زیورآلات و هدایا دیده می‌شود.

در یونان نیز نماد چشم آبی با مفهوم چشم‌زخم ارتباط دارد. در برخی مناطق هند، آویختن لیمو و فلفل یا انجام آیین‌های خاص برای دورکردن انرژی منفی دیده می‌شود. این رفتارها در بعضی خانواده‌ها جنبه اعتقادی پررنگ دارند و در بعضی دیگر بیشتر به رسم فرهنگی یا تزئین سنتی تبدیل شده‌اند.

از نظر علمی، برای اثر ماورایی این نمادها بر سلامت، ثروت یا آینده شواهد قابل اتکایی وجود ندارد. احترام به باورهای فرهنگی با نسبت‌دادن قطعی نتیجه‌های واقعی به آن‌ها تفاوت دارد؛ به‌ویژه در موضوعاتی مانند بیماری، درمان، امنیت و امور مالی نباید تصمیم مهم را فقط بر پایه خرافه گرفت.

باورهایی درباره خانه، هدیه و رفت‌وآمد

در برخی خانواده‌های روسی، دست‌دادن یا ردکردن وسیله از روی آستانه در را خوش‌یمن نمی‌دانند و ترجیح می‌دهند گفت‌وگو یا تبادل وسیله داخل خانه انجام شود. در فرهنگ ژاپنی نیز قرار دادن چوب غذاخوری به‌صورت عمودی در کاسه برنج مناسب تلقی نمی‌شود، چون این حالت با آیین‌های سوگواری ارتباط دارد.

در بخش‌هایی از آمریکای لاتین، رسم خوردن ۱۲ دانه انگور در شب سال نو برای ۱۲ ماه آینده با آرزوی خوش‌یمنی همراه است. این رسم بیشتر یک آیین سال نو و رفتار نمادین است تا خرافه‌ای که همه مردم آن را جدی بگیرند.

در دانمارک، شکستن و نگه‌داشتن بشقاب‌ها برای هدیه‌دادن به دوستان در سال نو در بعضی روایت‌های فرهنگی نشانه صمیمیت و خوش‌یمنی بوده است. چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهند که همه باورهای عامیانه ترسناک نیستند؛ برخی از آن‌ها بهانه‌ای برای جشن، دیدار و تقویت پیوندهای اجتماعی‌اند.

چرا خرافات هنوز در زندگی مردم دیده می‌شوند؟

خرافات از راه خانواده، مدرسه، فیلم‌ها، ادبیات، شبکه‌های اجتماعی و آیین‌های محلی منتقل می‌شوند. وقتی چند نسل یک رفتار را تکرار می‌کنند، آن رفتار حتی بدون باور عمیق نیز می‌تواند به عادت یا بخشی از هویت فرهنگی تبدیل شود.

در موقعیت‌های مبهم و پراسترس، انجام یک رسم آشنا به بعضی افراد احساس کنترل می‌دهد؛ برای نمونه، همراه داشتن یک شیء خاص پیش از مسابقه یا تکرار یک حرکت قبل از سفر. این آرامش روانی با اثبات اثر واقعی آن شیء یا حرکت بر نتیجه تفاوت دارد.

جمع‌بندی: خرافات معروف کشورهای مختلف پنجره‌ای به تاریخ و ذهنیت جوامع هستند، اما نباید آن‌ها را با واقعیت علمی یکی دانست. شناخت تفاوت میان سنت نمادین و باور آسیب‌زا کمک می‌کند به فرهنگ‌ها احترام بگذاریم و در تصمیم‌های مهم، به شواهد و نظر متخصصان تکیه کنیم.