فرزندخواندگی بینالمللی به پذیرش قانونی کودکی گفته میشود که پس از فرزندخواندگی، محل اقامت معمول او از یک کشور به کشور دیگر منتقل میشود. بنابراین موضوع فقط گرفتن حکم سرپرستی نیست؛ قوانین کشور کودک، کشور محل اقامت والدین، مهاجرت، تابعیت و گاهی مقررات کنوانسیونهای بینالمللی همزمان درگیر هستند.
هیچ حکم واحدی برای همه کشورها وجود ندارد. خانواده ایرانی که قصد پذیرش کودک از کشوری دیگر را دارد باید هم شرایط کشور محل اقامت خود و هم قوانین کشور کودک را احراز کند. در جهت معکوس نیز ایرانیان مقیم خارج که برای پذیرش کودک ایرانی اقدام میکنند، باید از مسیر رسمی تعیینشده در قانون ایران و مراجع کشور محل اقامت پیش بروند.
فرزندخواندگی بینالمللی دقیقاً چه تفاوتی با فرزندخواندگی داخلی دارد؟
در فرزندخواندگی داخلی، کودک و متقاضیان معمولاً در یک نظام حقوقی و قلمرو قرار دارند. اما در فرزندخواندگی بینالمللی، دستکم دو نظام حقوقی درباره صلاحیت والدین، رضایت قانونی، سرپرستی، خروج کودک از کشور، ورود به کشور مقصد و وضعیت اقامت یا تابعیت او تصمیم میگیرند.
عبور کودک از مرز بهتنهایی به معنای فرزندخواندگی بینالمللی نیست. معیار اصلی این است که فرزندخواندگی موجب جابهجایی محل اقامت معمول کودک میان دو کشور شود. همچنین پذیرش کودک برای سرپرستی موقت، مراقبت خانوادگی یا انتقال درمانی، لزوماً فرزندخواندگی محسوب نمیشود و نباید با آن یکی گرفته شود.
مهمترین اصول حقوقی در فرزندخواندگی بینالمللی
در بسیاری از نظامهای حقوقی، از جمله چارچوب کنوانسیون ۱۹۹۳ لاهه درباره حمایت از کودکان و همکاری در زمینه فرزندخواندگی بینکشوری، چند اصل مشترک اهمیت دارد. هدف این اصول، جلوگیری از تبدیل کودک به موضوع معامله و اطمینان از آن است که فرزندخواندگی واقعاً به نفع او انجام میشود.
- مصلحت عالی کودک: تصمیم باید بر امنیت، ثبات، سلامت و نیازهای واقعی کودک استوار باشد، نه صرفاً خواسته متقاضیان.
- اولویت یافتن راهحل در کشور مبدأ: تا حد امکان، ابتدا باید بررسی شود که آیا کودک میتواند در خانواده زیستی یا محیط خانوادگی امن در کشور خود زندگی کند یا نه.
- رضایت آگاهانه و آزاد: رضایت والدین یا اشخاص دارای اختیار قانونی نباید نتیجه اجبار، فریب یا پرداخت پول باشد و معمولاً باید پس از تولد کودک و با آگاهی از آثار آن داده شود.
- احراز صلاحیت متقاضیان: کشور محل اقامت والدین باید توانایی اخلاقی، خانوادگی، مالی و مراقبتی آنان را بررسی کند.
- جلوگیری از سودجویی: هزینههای قانونی باید روشن و قابل پیگیری باشند. خرید کودک، پرداخت برای جلب رضایت یا واسطهگری پنهان میتواند جرم یا موجب بیاعتباری فرایند شود.
- همکاری مراجع رسمی: سازمانها و نهادهای مورد تأیید باید نقش خود را تحت نظارت مقامهای مسئول دو کشور انجام دهند.
کنوانسیون لاهه چه نقشی در این فرایند دارد؟
کنوانسیون لاهه برای هماهنگ کردن همکاری میان کشورهای عضو طراحی شده است. در این چارچوب، «مقام مرکزی» هر کشور مسئول هماهنگی بخش مهمی از فرایند، تبادل اطلاعات، بررسی اسناد و ارتباط با مقام مرکزی کشور دیگر است. وجود چنین سازوکاری، خطر فرزندخواندگیهای غیرقانونی و تصمیمهای متناقض را کمتر میکند.
عضویت در کنوانسیون لاهه بهتنهایی به معنای پذیرش خودکار هر درخواست نیست. هر کشور میتواند درباره شرایط متقاضیان، سن کودک، تفاوت سنی، وضعیت تأهل، مدارک لازم و محدودیتهای مربوط به برخی کشورها مقررات جداگانه داشته باشد. در کشورهایی که عضو این کنوانسیون نیستند، همکاری معمولاً بر پایه قوانین داخلی و توافقها یا ترتیبات اداری موجود انجام میشود و ممکن است مسیر پیچیدهتر یا محدودتر باشد.
قوانین ایران درباره متقاضیان و کودکان در فرزندخواندگی برونمرزی
در ایران، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست مصوب ۱۳۹۲، چارچوب اصلی واگذاری سرپرستی را مشخص میکند. اصل مهم این است که سرپرستی از مسیر سازمان بهزیستی، بررسی صلاحیت متقاضیان و تصمیم مرجع قضایی انجام میشود؛ توافق خصوصی میان خانواده و افراد یا مؤسسهها جایگزین این روند نیست.
این قانون برای گروههایی مانند زوجین بدون فرزند، زنان و دختران مجرد واجد شرایط و زوجینی که فرزند دارند، با شرایط مقرر، امکان درخواست سرپرستی را پیشبینی کرده است. ایرانیان مقیم خارج نیز میتوانند درخواست خود را از طریق نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران مطرح کنند، اما پذیرش درخواست به معنی تأیید قطعی نیست و شرایط کشور محل اقامت و الزامات مربوط به انتقال کودک نیز باید جداگانه احراز شود.
در حقوق ایران، فرزندخواندگی لزوماً همه آثار رابطه نسبی را ایجاد نمیکند. موضوعاتی مانند نام خانوادگی، شناسنامه، تکالیف مالی، بیمه و تأمین آینده کودک باید بر اساس حکم دادگاه و مقررات مربوط تنظیم شود؛ همچنین ارثبری خودکار مانند فرزند نسبی، نتیجه مستقیم فرزندخواندگی نیست و برای تأمین مالی کودک باید از راهکارهای قانونی استفاده شود.
مراحل معمول اقدام برای فرزندخواندگی بینالمللی
ترتیب مراحل از کشوری به کشور دیگر تغییر میکند، اما مسیر قانونی معمولاً از چند ایستگاه اصلی عبور میکند:
- بررسی اینکه کشور کودک و کشور محل اقامت متقاضیان، فرزندخواندگی بینالمللی را مجاز میدانند یا نه.
- ثبت درخواست نزد مقام مرکزی، سازمان بهزیستی یا مرجع رسمی تعیینشده در کشور محل اقامت.
- ارائه مدارک هویتی و خانوادگی، گواهی سلامت، سابقه کیفری، وضعیت مالی و گزارش ارزیابی اجتماعی.
- تأیید صلاحیت متقاضیان و مشخص شدن کودک واجد شرایط از مسیر رسمی.
- صدور حکم یا تصمیم قانونی در کشور مبدأ و تکمیل تشریفات لازم در کشور مقصد.
- دریافت مجوز خروج، روادید، اقامت یا تابعیت کودک و سپس پیگیری نظارتهای پس از فرزندخواندگی.
نباید پیش از روشن شدن وضعیت حقوقی کودک، برای سفر، پرداخت هزینههای سنگین یا انتقال او برنامهریزی قطعی کرد. در برخی پروندهها، حکم دادگاه کشور مبدأ برای شناسایی آثار فرزندخواندگی در کشور مقصد کافی نیست و به تأیید یا رسیدگی جداگانه نیاز دارد.
چه ابهامهایی میتواند روند پرونده را متوقف کند؟
نامشخص بودن وضعیت والدین زیستی، رضایت ناقص، تفاوت میان سرپرستی و فرزندخواندگی، ناهماهنگی اسناد، محدودیتهای مربوط به سن یا تابعیت کودک و عضویت نداشتن یکی از کشورها در کنوانسیون لاهه از عوامل رایج پیچیدگی پرونده هستند. حتی تغییر قوانین مهاجرتی یا تصمیم یک کشور درباره توقف پذیرش درخواستهای خارجی میتواند روند را متأثر کند.
برای خانواده ایرانی، بررسی موضوع با یک وکیل آشنا با حقوق خانواده و مهاجرت یا مرجع رسمی مربوط ضروری است. اطلاعات عمومی جایگزین بررسی پرونده و مشاوره حقوقی در دو کشور نیست؛ چون نتیجه به تابعیت، محل اقامت، وضعیت کودک و متن قوانین جاری وابسته است.
جمعبندی: فرزندخواندگی بینالمللی یک فرایند چندمرحلهای و میانکشوری است، نه توافقی ساده میان خانواده و مؤسسه. مصلحت کودک، رضایت معتبر، صلاحیت والدین، نظارت مراجع رسمی و حل همزمان مسائل حکم، خروج، اقامت و تابعیت باید پیش از انتقال کودک روشن شود.


