مقدمه
بعضی زنها اونقدر درگیر مراقبت از دیگران میشن که کمکم خودشون رو فراموش میکنن. اولش شاید فقط از کنار خواستههای شخصیشون بگذرن؛ مثلاً برای خرید چیزی که دوست دارن صبر کنن، تفریح خودشون رو عقب بندازن یا همیشه نیازهای خانواده رو مهمتر بدونن. اما وقتی این رفتار سالها ادامه پیدا میکنه، ممکنه زن دیگه حتی ندونه خودش واقعاً چی میخواد.
فراموش کردن خود در زنان همیشه با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشه. گاهی از عادت به راضی نگه داشتن دیگران، ترس از ناراحت کردن اطرافیان یا باورهای قدیمی درباره وظایف زن شروع میشه. مشکل اینجاست که این شرایط میتونه به مرور روی سلامت روان، اعتمادبهنفس و عزت نفس و کیفیت رفتار و رابطههای فرد تأثیر بذاره.
زنانی که خودشان را فراموش کردهاند چه ویژگیهایی دارن؟
یکی از مهمترین نشونهها اینه که زن تقریباً همیشه دیگران رو در اولویت قرار میده. برای خواستههای همسر، فرزند، خانواده یا حتی دوستان وقت داره، اما وقتی نوبت خودش میرسه، معمولاً میگه «بعداً».
این زنان ممکنه زیاد از خودشون مراقبت نکنن، تفریح و استراحت رو غیرضروری بدونن و حتی برای انجام کارهایی که دوست دارن احساس عذاب وجدان و ترس از قضاوت اطرافیان داشته باشن. گاهی هم تصمیمهای مهم زندگیشون بیشتر بر اساس رضایت دیگران گرفته میشه تا خواستههای واقعی خودشون .
نشونه دیگه، سخت بودن نه گفتنه. وقتی فرد همیشه سعی میکنه دیگران رو راضی نگه داره، ممکنه مخالفت کردن براش با احساس گناه یا ترس از طرد شدن همراه باشه.
چرا بعضی زنان خودشون رو فراموش میکنن؟
دلایل مختلفی میتونه پشت این رفتار باشه. تربیت خانوادگی یکی از عوامل مهمه. بعضی دخترها از کودکی یاد میگیرن که «دختر خوب» کسیه که همیشه به دیگران کمک میکنه، اعتراض نمیکنه و نیازهای خودش رو عقب میندازه.تجربههای عاطفی، ترس از تنهایی، اعتمادبهنفس پایین و نیاز شدید به تأیید دیگران هم میتونه این الگو رو تقویت کنه. البته این موضوع برای همه زنان یکسان نیست و نمیشه یک دلیل مشخص رو برای همه در نظر گرفت.
گاهی هم فرد بعد از ازدواج یا مادر شدن، نقشهای جدیدش رو اونقدر جدی میگیره که هویت شخصی خودش کمکم کمرنگ میشه. مادر یا همسر بودن میتونه بخش مهمی از زندگی یک زن باشه، اما قرار نیست تمام هویت اون رو تشکیل بده.
فراموش کردن خود چه اثری روی سلامت روان داره؟
نادیده گرفتن مداوم نیازهای شخصی میتونه باعث خستگی روانی، احساس بیارزشی، نارضایتی از زندگی و افزایش استرس بشه. زنی که همیشه در حال رسیدگی به دیگرانه، ممکنه ظاهراً همه چیز رو مدیریت کنه، اما در درونش احساس خستگی و نارضایتی داشته باشه.
یکی از مشکلات مهم اینه که احساسات سرکوبشده ممکنه بعدها به شکل عصبانیت، دلخوری یا فاصله گرفتن از دیگران خودشون رو نشون بدن. برای همین، خودمراقبتی فقط به معنی رسیدگی به ظاهر یا استراحت نیست؛ توجه به نیازهای عاطفی، روانی و اجتماعی هم بخشی از خودمراقبتیه.
چطور دوباره خودمون رو پیدا کنیم؟
اولین قدم اینه که زن بتونه نیازهای خودش رو جدی بگیره. پرسیدن سؤال سادهای مثل «من واقعاً چی میخوام؟» میتونه شروع خوبی باشه.
اختصاص دادن زمان برای علایق شخصی، داشتن ارتباط با دوستان، یادگیری مهارت جدید، استراحت کافی و مشخص کردن مرزهای سالم و در رابطهها از کارهاییه که میتونه به بازسازی ارتباط فرد با خودش کمک کنه.
همچنین لازمه یاد بگیریم نه گفتن همیشه به معنی خودخواه بودن نیست. وقتی فرد بدون احساس گناه درباره توانایی و محدودیتهای خودش حرف میزنه، در واقع داره از مرزهای روانی خودش مراقبت میکنه.
اگر احساس فراموش کردن خود شدید باشه و با افسردگی، اضطراب، احساس بیارزشی یا مشکلات جدی در روابط همراه بشه، صحبت با روانشناس میتونه کمککننده باشه.دیده شدن برای زنی که مدتها خودش رو فراموش کرده، فقط شنیده شدن حرفهاش نیست؛ یعنی احساس کنه نیازها، احساسات و خواستههاش هم برای دیگران مهمه.وقتی زن فرصت پیدا میکنه بدون ترس از قضاوت درباره خودش حرف بزنه، کمکم احساس ارزشمندی و ارتباطش با خودش هم بیشتر میشه.
جمعبندی
زنانی که خودشان را فراموش کردهاند معمولاً یکشبه به این نقطه نرسیدن. این اتفاق میتونه نتیجه سالها نادیده گرفتن نیازهای شخصی، تلاش برای راضی نگه داشتن دیگران و قرار دادن خود در آخرین اولویت باشه. مراقبت از خانواده و دیگران ارزشمنده، اما وقتی این مراقبت باعث حذف شدن خود فرد از زندگی خودش بشه، دیگه نمیشه اون رو یک وضعیت سالم دونست.
برگشتن به خود به معنی بیتوجهی به دیگران نیست؛ یعنی زن یاد بگیره خودش هم یکی از آدمهای مهم زندگی خودشه و نیازها، احساسات و خواستههاش ارزش توجه دارن.
چند نکته مهم
نیازهای خودتون رو نادیده نگیرین.
برای خودتون وقت بذارین.
نه گفتن رو یاد بگیرین.
رضایت همه رو هدف قرار ندین.
احساساتتون رو سرکوب نکنین.
برای رابطهها مرز داشته باشین.
خودتون رو فقط با نقشهاتون تعریف نکنین.
در صورت فرسودگی شدید، کمک بگیرین.
تجربه نویسنده: خیلی وقتها از زنهایی شنیدم که سالها برای آرامش خانواده و رضایت دیگران تلاش کردن، اما در این بین خواستهها و احساسات خودشون رو نادیده گرفتن.چیزی که بیشتر از همه به چشم میاد اینه که خیلی از اونها تازه وقتی خسته و فرسوده میشن، متوجه میشن مدتهاست خودشون رو در آخرین اولویت زندگی قرار دادن.
پژوهش علمی خودسانسوری، فدا کردن نیازهای خود و اولویت دیگران
پژوهش علمی :سلامت روان زنان، از جمله افسردگی و اختلالات مرتبط



