بعد از زایمان چه اتفاقی برای مادر میافتد؟
وقتی بچه به دنیا میاد، معمولاً همه میپرسن «نوزاد خوبه؟ شیر میخوره؟ خوابش چطوره؟» اما یک نفر هست که خیلی وقتها فراموش میشه: خود مادر.
دوران بعد از زایمان یا Postpartum فقط چند روز اول بیمارستان نیست. بدن و ذهن مادر بعد از زایمان وارد یک دوره جدید میشن و برای برگشتن به شرایط عادی به زمان، استراحت، مراقبت و حمایت نیاز دارن.
هفتههای اول بعد از تولد، هم برای سلامت مادر و هم نوزاد دوره مهمیه و مراقبتهای بعد از زایمان باید سلامت جسمی و روانی مادر رو هم دربر بگیره.
Postpartum دقیقاً یعنی چی؟
Postpartum به دوره بعد از تولد نوزاد گفته میشه. شاید خیلیها فکر کنن این دوره فقط شش هفته است، اما تغییرات جسمی و روانی ممکنه ماهها ادامه داشته باشه.
در این مدت بدن مادر داره خودش رو از بارداری و زایمان ریکاوری میکنه؛ همزمان باید با کمخوابی، شیردهی یا تغذیه نوزاد، تغییرات هورمونی و مسئولیتهای جدید هم کنار بیاد.
برای همین، اینکه چند هفته بعد از زایمان هنوز احساس کنید «مثل قبل نیستم»، لزوماً عجیب نیست.
بدن مادر بعد از زایمان چه تغییراتی میکند؟
بعد از زایمان، بدن یکدفعه وارد حالت عادی نمیشه. رحم بهتدریج به اندازه قبل برمیگرده، خونریزی واژینال بعد از زایمان مدتی ادامه پیدا میکنه و بدن برای ترمیم بافتها و برگردوندن انرژی از دسترفته زمان لازم داره.
اگر زایمان سزارین بوده، علاوه بر تغییرات معمول بعد از زایمان، بدن باید محل جراحی رو هم ترمیم کنه.
خستگی هم یکی از تجربههای رایجه؛ مخصوصاً وقتی خواب مادر به خاطر بیدار شدنهای مکرر نوزاد تکهتکه میشه. به همین دلیل، مراقبت بعد از زایمان فقط «مراقبت از بچه» نیست و وضعیت جسمی مادر هم باید پیگیری بشه.
Baby Blues با افسردگی بعد از زایمان فرق دارد
یکی از چیزهایی که خیلی از مادرها رو میترسونه، تغییرات خلقی بعد از زایمانه.
چند روز بعد از زایمان ممکنه مادر بدون دلیل مشخص گریه کنه، زودرنج بشه، اضطراب داشته باشه یا احساس کنه از پس مسئولیتهای جدید برنمیاد. این حالت که بهش Baby Blues یا غم و بی حوصلهگی میگن، شایعه و معمولاً طی چند روز تا حداکثر یکی دو هفته بهتر میشه.
اما افسردگی بعد از زایمان داستان متفاوتیه.
اگر غم، ناامیدی، اضطراب شدید، بیعلاقگی، مشکل خواب یا احساس ناتوانی ادامه پیدا کنه و روی زندگی روزمره اثر بذاره، نباید فقط به حساب «خستگی مادر شدن» گذاشته بشه.
افسردگی بعد از زایمان میتونه در طول سال اول بعد از تولد نوزاد اتفاق بیفته و قابل درمانه.
اضطراب بعد از زایمان هم واقعیه
گاهی مشکل اصلی مادر غمگین بودن نیست؛ نگران بودنِ بیش از حده.
ممکنه مادر مدام فکر کنه اتفاق بدی برای بچه میافته، نتونه ذهنش رو خاموش کنه، مرتب نوزاد رو چک کنه یا حتی با وجود اینکه همه چیز خوبه، احساس کنه یک اتفاق وحشتناک در راهه.
اضطراب میتونه با علائمی مثل افکار تند و کنترلنشدنی، تنش، تپش قلب، عرق کردن، تهوع یا مشکل خواب همراه باشه.
پس اگر مادر میگه «نمیتونم ذهنم رو آروم کنم»، بهتره به جای اینکه بهش بگیم «همه مادرها همینن»، حرفش رو جدی بگیریم.

اگر با نوزادت فوراً احساس عشق نکردی، نترس
این یکی از باورهاییه که میتونه فشار زیادی روی مادرها بذاره: اینکه باید از همان لحظه اول یک ارتباط عمیق و جادویی با نوزادشون داشته باشن.
اما همیشه اینطور نیست.
خستگی، درد، اضطراب، تغییرات هورمونی و شوک ناشی از مسئولیت جدید میتونن باعث بشن شکل گرفتن این ارتباط زمان ببره.
بعضی والدین ممکنه بلافاصله احساس پیوند عاطفی قوی با نوزاد نداشته باشن و این موضوع بهتنهایی به معنی بد بودن مادر یا نبودن عشق نیست.
رابطه بین مادر و نوزاد میتونه کمکم و در جریان مراقبتهای روزمره شکل بگیره؛ با بغل کردن، شیر دادن، حرف زدن، نگاه کردن و شناختن نیازهای همدیگه.
مادر در این دوره واقعاً به کمک نیاز دارد
یکی از بهترین کارهایی که خانواده میتونن انجام بدن اینه که منتظر نشن مادر خودش درخواست کمک کنه.
مادری که چند شب درست نخوابیده، ممکنه حتی ندونه دقیقاً چه چیزی لازم داره.
منبع

