شاید هنوز یادتان باشد در دوران مدرسه روی کدام نیمکت مینشستید، یکی از دوستانتان در یک روز خاص چه حرفی به شما زد یا حتی فضای خانهای که در کودکی به آن رفتوآمد داشتید چه شکلی بود.
در مقابل، ممکن است همین امروز چند دقیقه دنبال گوشی خود بگردید، چون یادتان نیست آن را کجا گذاشتهاید.
اگر ترجیح میدهید این موضوع را به شکل صوتی دنبال کنید، در قسمت جدید پادکست فمیلیمگ درباره همین سؤال صحبت کردهایم:
این تفاوت در نگاه اول عجیب به نظر میرسد؛ اما حافظه انسان برای ثبت تمام جزئیات زندگی طراحی نشده است.
مغز اطلاعات را انتخاب میکند. بعضی تجربهها توجه بیشتری دریافت میکنند و بعضی اطلاعات به دلیل تکراری یا کماهمیت بودن، فرصت کمتری برای ماندگارشدن پیدا میکنند.
به همین دلیل فراموشکردن یک اتفاق روزمره لزوماً به معنی ضعیف بودن حافظه نیست.
حافظه انسان مثل دوربین فیلمبرداری نیست
یکی از تصورات اشتباه درباره حافظه این است که مغز اتفاقها را مانند یک فیلم ذخیره میکند و هنگام یادآوری همان فیلم دوباره پخش میشود.
اما حافظه چنین عملکردی ندارد.
ما در طول روز با حجم بزرگی از تصاویر، صداها، مکالمات، چهرهها و اتفاقها مواجه میشویم. اگر مغز قرار بود تمام جزئیات این اطلاعات را با اهمیت یکسان نگهداری کند، با حجم عظیمی از اطلاعات کمارزش روبهرو میشد.
به همین دلیل توجه نقش مهمی در شکلگیری خاطره دارد.
مثلاً ممکن است هر روز هنگام خروج از خانه در را قفل کنید. چون این کار بارها تکرار شده و تقریباً بهصورت خودکار انجام میشود، ممکن است چند دقیقه بعد از خودتان بپرسید:
«در رو قفل کردم یا نه؟»
اما اگر یک روز هنگام قفلکردن در، کلید داخل قفل بشکند، احتمالاً آن اتفاق مدت بیشتری در ذهنتان باقی خواهد ماند.
تفاوت اصلی، میزان توجهی است که اتفاق دوم ایجاد کرده است.
چرا اتفاقهای غیرمنتظره بهتر در ذهن میمانند؟
مغز نسبت به تغییر و اتفاقهای غیرمعمول حساس است.
زمانی که اتفاقی با پیشبینی ما متفاوت باشد، توجه بیشتری به آن معطوف میکنیم.
فرض کنید هر روز از مسیر مشخصی به محل کار میروید. احتمالاً نمیتوانید بگویید سهشنبه هفته قبل دقیقاً چه خودروهایی در مسیر دیدید.
اما اگر همان روز در مسیر شاهد اتفاقی کاملاً غیرمنتظره بوده باشید، احتمال بیشتری دارد که جزئیات دیگری از آن لحظه را هم به خاطر بیاورید.
به همین دلیل بسیاری از خاطرات ماندگار ما مربوط به اتفاقهایی هستند که به شکلی از جریان عادی زندگی خارج شدهاند.
احساسات چه تأثیری روی خاطرات دارند؟
احساسات یکی دیگر از عوامل مهم در ماندگاری بعضی خاطرات هستند.
ممکن است جملهای را که شخصی سالها قبل به شما گفته هنوز به خاطر داشته باشید؛ حتی اگر صدها مکالمه بعد از آن را کاملاً فراموش کرده باشید.
تفاوت میتواند در احساسی باشد که آن جمله در شما ایجاد کرده است.
خوشحالی، هیجان، ترس، ناراحتی، خجالت و دیگر احساسات میتوانند باعث شوند یک تجربه برای مغز اهمیت بیشتری پیدا کند.
البته این به معنی آن نیست که هر اتفاق احساسی الزاماً برای همیشه در حافظه باقی میماند. حافظه نتیجه تعامل عوامل مختلفی مانند توجه، احساس، تکرار، معنا و شرایط یادآوری است.
چرا چیزهایی را که همین الان خواندهایم فراموش میکنیم؟
حتماً تجربه کردهاید که یک صفحه از کتاب یا مقالهای را بخوانید و چند دقیقه بعد متوجه شوید بخش زیادی از آن را به خاطر ندارید.
گاهی مشکل از حافظه نیست؛ اطلاعات از ابتدا با توجه کافی پردازش نشدهاند.
خواندن همزمان با بررسی پیامها، فکرکردن به موضوعی دیگر یا حواسپرتی میتواند باعث شود اطلاعات به اندازه کافی پردازش نشوند.
از طرف دیگر، صرف دیدن یا خواندن یک مطلب الزاماً به معنی یادگیری آن نیست.
به همین دلیل است که فهمیدن مفهوم، توضیحدادن آن با زبان خودمان و مرتبطکردنش با دانستههای قبلی معمولاً از تکرار مکانیکی مؤثرتر است.
آیا خاطرات ما همیشه دقیق هستند؟
خیر. یکی از جذابترین ویژگیهای حافظه این است که یادآوری یک خاطره لزوماً به معنی بازیابی نسخهای کاملاً دقیق از گذشته نیست.
وقتی اتفاقی را به یاد میآوریم، مغز بخشهای مختلف اطلاعات را کنار یکدیگر قرار میدهد و خاطره را بازسازی میکند.
به مرور زمان بعضی جزئیات ممکن است کمرنگ شوند یا تحت تأثیر اطلاعات و تجربههای بعدی قرار بگیرند.
به همین دلیل ممکن است دو نفر در یک اتفاق مشترک حضور داشته باشند اما چند سال بعد روایتهای متفاوتی از آن داشته باشند.
جالبتر اینکه هر دو نفر ممکن است کاملاً مطمئن باشند روایت خودشان درست است.
بنابراین اطمینان زیاد به یک خاطره همیشه به معنی دقیقبودن تمام جزئیات آن نیست.
چرا خاطرات دوران کودکی گاهی اینقدر واضح هستند؟
بعضی افراد میتوانند صحنههایی از سالهای دور کودکی یا مدرسه را با جزئیات نسبتاً زیادی به خاطر بیاورند.
این خاطرات ممکن است با تجربهای مهم، متفاوت یا احساسی همراه بوده باشند یا بارها در طول زندگی یادآوری شده باشند.
گاهی نیز عکسها، صحبتهای اعضای خانواده و تعریف مکرر یک اتفاق میتوانند در نحوهای که امروز آن خاطره را به یاد میآوریم نقش داشته باشند.
بنابراین واضحبودن یک خاطره قدیمی الزاماً به این معنی نیست که تمام جزئیات آن دقیقاً همانگونه رخ دادهاند.
چگونه چیزی را بهتر به خاطر بسپاریم؟
یکی از روشهای مفید این است که اطلاعات جدید را از حالت اطلاعات جدا و بیمعنا خارج کنیم.
برای مثال، اگر فردی را تازه ملاقات کردهاید و میخواهید نامش را به خاطر بسپارید، میتوانید نام او را با ویژگی مشخصی از ملاقات، محل آشنایی یا اطلاعات دیگری که درباره او دریافت کردهاید مرتبط کنید.
هنگام مطالعه نیز به جای اینکه یک جمله را بارها بخوانید، سعی کنید از خودتان بپرسید:
«این مطلب چه ارتباطی با چیزی دارد که از قبل میدانم؟»
یا بعد از مطالعه، بدون نگاهکردن به متن، مفهوم را با زبان خودتان توضیح دهید.
این کار مغز را مجبور میکند اطلاعات را فعالانه بازیابی کند.
روش | نمونه |
|---|---|
ایجاد ارتباط | وصل کردن اطلاعات جدید به دانستههای قبلی |
بازیابی فعال | تلاش برای یادآوری بدون نگاهکردن به جواب |
معنادار کردن | فهمیدن مفهوم بهجای حفظکردن صرف |
مرور در فاصلههای زمانی | مرور مطلب در چند نوبت بهجای یک جلسه طولانی |
کاهش حواسپرتی | تمرکز روی یک موضوع هنگام یادگیری |
آیا فراموشکردن طبیعی است؟
فراموشکردن بخشی از عملکرد طبیعی حافظه است.
اینکه گاهی اسم فردی را فراموش کنیم، ندانیم گوشی را کجا گذاشتهایم یا برای یادآوری کاری که چند روز قبل انجام دادهایم کمی فکر کنیم، بهتنهایی نشاندهنده وجود مشکل حافظه نیست.
اما اگر مشکلات حافظه مداوم، رو به افزایش یا به اندازهای شدید باشند که روی فعالیتهای روزمره فرد تأثیر بگذارند، موضوع متفاوت است و بهتر است توسط متخصص بررسی شود.
بنابراین نباید هر فراموشی روزمره را نشانه بیماری دانست و در مقابل، مشکلات قابلتوجه و مداوم حافظه را نیز نباید نادیده گرفت.
جمعبندی
حافظه انسان آرشیوی نیست که تمام لحظههای زندگی را بدون تغییر در خود نگه دارد. مغز دائماً اطلاعات را دریافت، انتخاب و پردازش میکند و توجه، احساسات، تازگی اتفاق، معنا و ارتباط اطلاعات با دانستههای قبلی میتوانند در ماندگاری آنها نقش داشته باشند.
از طرف دیگر، خاطرات هنگام یادآوری میتوانند بازسازی شوند؛ بنابراین چیزی که با اطمینان به خاطر میآوریم همیشه نسخه کاملاً دقیقی از گذشته نیست.
شاید به همین دلیل باشد که یک لحظه ساده از دوران کودکی برای سالها همراه ما میماند، اما اتفاقی که همین امروز افتاده ممکن است فردا از یادمان برود.










