بعد از یک تصادف در جاده مالهالند، زنی با موی سیاه که حافظه اش را از دست داده، به دنبال جایی برای ماندن میگردد و به همین دلیل وارد خانه پیرزن و پیرمردی می شود که خانه را به قصد سفر ترک میکنند. در این حین با بتی زن جوان بلندپروازی که به امید بازیگر شدن به به لس آنجلس آمده است آشنا می شود و بتی تصمیم میگیرد که برای یادآوری حافظه کمکش کند. یک کلید آبی در وسایل زن مو مشکی پیدا می شود که ....










نظرات(۰)