داستان فیلم در مورد ژرمی است که پس از درگذشت استاد نانواییاش، به روستای آرام سنتماریال بازمیگردد و در خانهی مارتین، بیوهی استاد، سکونت میگزیند. حضور آرام و مرموز او کمکم بر قلبهای خاموش اهالی تأثیر میگذارد، بهویژه بر پسر جوان و عصیانگر خانواده. اما زیر لایههای سکوت و صلح ظاهری روستا، رازهایی دفنشده، خشمهای فروخورده و وسوسههایی پنهان در کمیناند. ژرمی که خود حامل زخمهایی از گذشته است، ناخواسته به مرکز یک کشمکش احساسی و روانی کشیده میشود... جایی که آرامش، سرپوشیست بر طوفانی نهان.
