تونی پسری است که وقتی نقاب و دستکشهایش را کنار میگذارد، بدنش میدرخشد؛ به همین دلیل والدین کنترلگرش همیشه میخواهند او را پنهان و محافظت کنند. اما وقتی با شِلی آشنا میشود ـ دختری که در خانهای همیشه تاریک زندگی میکند ـ برای اولین بار کسی را میبیند که از درخشش او نمیترسد.










