لوگن که سالهاست به ژاپن نرفته است، برای کنار آمدن با درد جانکاه مرگ دوست دخترش جین گری به زاپن میرود تا با دوست قدیمش ایچیرو یاشیدا که در بستر مرگ است وداع کند. در این هنگام در توطئهای که توسط یاکوزاها و موجودات جهش یافته چیده شده است گرفتار میشود که در آن باید در حین مبارزه برای زندگی با مشکلات روانی و عاطفیاش نیز کنار بیاید...










نظرات(۰)