مرور خاطرات کودکی برای پیدا کردن علایق، قرار نیست شما را به گذشته برگرداند یا ثابت کند شغل و سبک زندگی امروزتان باید شبیه سالهای کودکی باشد. خاطرهها فقط سرنخهایی هستند از چیزهایی که زمانی توجهتان را جلب میکردند: ساختن، کشف کردن، توضیح دادن، مراقبت کردن، داستان گفتن یا حل مسئله.
برای اینکه این سرنخها گمراهکننده نباشند، باید به جای پرسیدن «در کودکی چه چیزی دوست داشتم؟» بپرسید: در چه فعالیتهایی آنقدر درگیر میشدم که گذر زمان را فراموش میکردم و چه بخشی از آن فعالیت برایم جذاب بود؟ پاسخ به همین سؤال، خاطره را به شناختی قابلاستفاده برای امروز تبدیل میکند.
چرا خاطرات کودکی میتوانند سرنخ علایق امروز باشند؟
کودکان معمولاً پیش از آنکه نگران درآمد، قضاوت دیگران یا انتخاب «درست» باشند، به سمت فعالیتهایی میروند که برایشان جذاب است. البته این انتخابها کاملاً آزاد نیستند و امکانات خانه، مدرسه، فرهنگ خانواده و تشویق اطرافیان روی آنها اثر میگذارد؛ بنابراین خاطرهٔ کودکی را نباید آزمایش قطعی شخصیت خود بدانید.
ارزش این خاطرهها بیشتر در الگو است. ممکن است یک کودک بارها برای عروسکهایش مدرسه بازی کند؛ علاقهٔ اصلی او لزوماً معلم شدن نیست، بلکه شاید از توضیح دادن، نظم دادن یا کمک به دیگران لذت میبرده است. کودک دیگری مدام وسایل خراب را باز میکرد؛ این رفتار میتواند به کنجکاوی فنی، حل مسئله یا شناخت سازوکارها مربوط باشد.
چطور با مرور خاطرات کودکی علایق خود را پیدا کنیم؟
- خاطرهها را بدون قضاوت یادداشت کنید. ده تا پانزده دقیقه زمان بگذارید و هر فعالیت، بازی یا موضوعی را که به یاد میآورید بنویسید. فعلاً تصمیم نگیرید که آن علاقه مهم، کاربردی یا مناسب شغل بوده است.
- به جزئیات موقعیت برگردید. بنویسید کجا بودید، با چه کسی بازی میکردید، چه چیزی میساختید یا دنبال میکردید و کدام بخش آن فعالیت بیشتر هیجانزدهتان میکرد.
- احساس و رفتار خود را جدا کنید. مثلاً «همیشه نقاشی میکشیدم» یک رفتار است؛ «از انتخاب رنگها و نشان دادن احساساتم لذت میبردم» اطلاعات دقیقتری دربارهٔ جذابیت آن تجربه میدهد.
- فعالیتها را به فعلهای اصلی تبدیل کنید. از خودتان بپرسید در آن خاطره بیشتر مشغول چه بودید: ساختن، کشف کردن، مرتب کردن، داستان گفتن، رقابت کردن، مراقبت کردن، مذاکره کردن یا آموزش دادن؟
- الگوهای تکرارشونده را پیدا کنید. سه یا چهار خاطرهٔ متفاوت را کنار هم بگذارید و ببینید چه وجه مشترکی دارند. یک علاقهٔ احتمالی زمانی ارزش بررسی بیشتری دارد که در چند خاطره یا دورهٔ مختلف دیده شود.
از چه خاطراتی باید سرنخ بگیریم؟
خاطرات مربوط به بازیهای آزاد معمولاً اطلاعات خوبی میدهند، اما فقط به اسباببازیها محدود نشوید. نوع سؤالهایی که میپرسیدید، کاری که در جمع دوستان به عهده میگرفتید، موضوع کتابها و برنامههایی که دنبال میکردید و حتی شیوهٔ گذراندن تعطیلات میتوانند سرنخ بسازند.
- اگر برای وسایل خانه قصه میساختید، شاید تخیل، روایتگری یا معنا دادن به اشیا برایتان جذاب بوده است.
- اگر در بازیهای گروهی داوطلب هماهنگ کردن بچهها میشدید، احتمالاً سازماندهی، رهبری یا همکاری برایتان انرژیبخش بوده است.
- اگر ساعتها دنبال حشرهها، سنگها یا نقشهها میگشتید، کشف کردن و مشاهدهٔ دقیق ممکن است بخش مهمی از کنجکاوی شما باشد.
- اگر از درست کردن کاردستی، تعمیر وسایل یا تغییر دادن دستورها لذت میبردید، ساختن و آزمودن میتواند سرنخ قویتری از خود وسیله باشد.
چطور خاطرهٔ واقعی را از نوستالژی جدا کنیم؟
ذهن، خاطرات را مثل فیلمی بدون تغییر نگه نمیدارد. گفتوگوهای خانوادگی، عکسها و تصویری که امروز از کودکی خود ساختهاید، میتوانند جزئیات یک خاطره را تغییر دهند. پس بهتر است از عبارتهایی مثل «تا جایی که یادم میآید» استفاده کنید و روی یک خاطرهٔ واحد تصمیم مهم نگیرید.
از اعضای خانواده میتوانید دربارهٔ رفتارهای تکراریتان سؤال کنید، اما پاسخ آنها را حقیقت نهایی ندانید. ممکن است خانواده فعالیتی را به یاد داشته باشند که برای شما جذاب نبوده، یا علاقهای را کماهمیت تلقی کرده باشند. تجربهٔ درونی خودتان مهم است: هنگام آن فعالیت چه احساسی داشتید و آیا بدون اجبار به آن برمیگشتید؟
بعد از پیدا کردن سرنخ، آن را در زندگی امروز امتحان کنید
خاطره بهتنهایی علاقهٔ فعلی را ثابت نمیکند. برای هر سرنخ، یک آزمایش کوچک طراحی کنید؛ نه تصمیمی بزرگ و پرهزینه. اگر از توضیح دادن لذت میبردید، یک موضوع ساده را برای دوستی آموزش دهید یا یادداشت آموزشی کوتاهی بنویسید. اگر ساختن و تعمیر کردن جذاب بود، یک پروژهٔ دستی کوچک انجام دهید.
پس از هر تجربه، سه چیز را ثبت کنید: پیش از شروع چقدر مشتاق بودید، هنگام انجام کار چه حسی داشتید و بعد از پایان، احساس انرژی بیشتری کردید یا خستگی بیحاصل؟ این ارزیابی کمک میکند بین علاقهٔ واقعی، خاطرهٔ نوستالژیک و تصور رمانتیک از گذشته تفاوت بگذارید.
مرور خاطرات کودکی نباید به سرزنش گذشته یا مقایسه با دیگران تبدیل شود. بعضی کودکان فرصت تجربهٔ فعالیتهای متنوع را نداشتهاند و ممکن است نتوانند علاقهٔ مشخصی را به یاد بیاورند. در این حالت، نداشتن خاطرهٔ روشن به معنای نداشتن استعداد یا علاقه نیست؛ میتوانید از کنجکاویهای کوچک و تجربههای تازهٔ امروز شروع کنید.
جمعبندی: مرور خاطرات کودکی برای پیدا کردن علایق زمانی مفید است که از خودِ خاطره عبور کنید و به الگوی پشت آن برسید. فعالیتهای تکرارشونده، احساس درگیرشدن و نوع کاری که در بازیها انجام میدادید را یادداشت کنید؛ سپس هر سرنخ را با یک تجربهٔ کوچک در زندگی امروز بسنجید.


