صحبت با نوجوان درباره مرگ و سوگ معمولاً با یک گفتوگوی کامل و یکباره پیش نمیرود. نوجوان ممکن است همزمان غمگین، عصبانی، ساکت یا حتی بیتفاوت به نظر برسد و چند ساعت بعد سؤالهایی بپرسد که نشان میدهد موضوع را دنبال میکند.
بهتر است خبر مرگ را با زبان روشن و متناسب با سن او بگویید، به پرسشهایش صادقانه پاسخ دهید و برای واکنش متفاوت او جا بگذارید. هدف این نیست که ناراحتیاش را سریع از بین ببرید؛ هدف، ایجاد احساس امنیت و تنها نماندن در این تجربه است.
صحبت با نوجوان درباره مرگ و سوگ؛ گفتوگو را از کجا شروع کنیم؟
اگر خبر را از منبعی مطمئن شنیدهاید، آن را بیدلیل به تعویق نیندازید. در فضایی نسبتاً آرام و خصوصی بگویید: «خبر ناراحتکنندهای دارم؛ مادربزرگت امروز فوت کرد.» واژههایی مثل «فوت کرد» یا «از دنیا رفت» معمولاً از عبارتهای مبهمی مانند «خوابش برد» یا «برای همیشه رفت» قابلفهمترند؛ چون نوجوان ممکن است معنای حرفهای غیرمستقیم را literal برداشت کند یا از خوابیدن بترسد.
بعد از گفتن اصل خبر، مکث کنید. لازم نیست سکوت را با توضیحهای طولانی پر کنید. میتوانید اضافه کنید: «میدانم شنیدن این خبر سخت است. هر سؤالی داری میتوانی از من بپرسی، حتی اگر جوابش را همان لحظه ندانم.»
در پاسخ به سؤالهای سخت، صادق باشید اما جزئیات اضافی ندهید
نوجوانان معمولاً درباره علت مرگ، درد کشیدن فرد، امکان تکرار اتفاق و آینده خانواده سؤال میکنند. پاسخ باید واقعی، کوتاه و متناسب با پرسش باشد. از پنهانکردن علت مرگ یا ارائه جزئیات تصویری و ترسناک خودداری کنید، مگر اینکه خود نوجوان بهطور مشخص و با آمادگی کافی درباره آن بپرسد.
اگر علت مرگ بر اثر بیماری یا حادثه بوده است، میتوانید توضیحی ساده و دقیق بدهید. اگر خودتان اطلاعات کاملی ندارید، گفتن «فعلاً همه جزئیات را نمیدانم، اما وقتی مطمئن شوم با تو در میان میگذارم» بهتر از حدسزدن یا دادن وعدهای نادرست است. درباره باورهای دینی نیز میتوان با احترام صحبت کرد، اما نباید از آنها برای خاموشکردن پرسش یا انکار ترس نوجوان استفاده شود.
به جای اصلاح احساس نوجوان، آن را تحمل و نامگذاری کنید
سوگ فقط گریهکردن نیست. نوجوان ممکن است خشمگین شود، احساس گناه کند، از جمع فاصله بگیرد، بیشتر بخوابد یا مدتی به بازی، دوستان و مدرسه پناه ببرد. هیچکدام بهتنهایی نشان نمیدهد که او بیاحساس است یا به فرد درگذشته اهمیت نمیداده است.
جملههایی مانند «قوی باش»، «دیگر گریه نکن» یا «تو باید به خاطر خانواده خودت را کنترل کنی» معمولاً راه گفتوگو را میبندند. در عوض، میتوانید بگویید: «میبینم امروز عصبانی هستی»، «لازم نیست همین الان دربارهاش حرف بزنی» یا «اگر خواستی میتوانی فقط کنار من بنشینی.» احساس او را تأیید کنید، اما هر رفتاری را مجاز ندانید؛ غم قابلقبول است، آسیبزدن به خود یا دیگران نه.
نوجوان را در تصمیمهای مربوط به مراسم و یادبود شریک کنید
مراسم مذهبی یا خانوادگی میتواند به نوجوان کمک کند واقعیت مرگ را بهتر بفهمد و فرصتی برای خداحافظی داشته باشد، اما حضور اجباری همیشه مفید نیست. پیش از مراسم، توضیح دهید چه اتفاقی میافتد، چه کسانی حضور دارند و ممکن است افراد چگونه واکنش نشان دهند.
به او حق انتخابهای محدود و واقعی بدهید: شرکتکردن یا نرفتن، ماندن تا پایان یا بازگشت زودتر، صحبتکردن با دیگران یا فقط همراهبودن. یک بزرگسال آشنا را مسئول همراهی او کنید تا اگر فضا برایش سنگین شد، مجبور نباشد نگرانی خود را پنهان کند.
اگر نوجوان تمایل داشت، میتواند با نوشتن نامه، نگاهکردن به عکسها، دعا یا انجام کاری که یادآور فرد درگذشته است، سوگ خود را بیان کند. این کار نباید به تکلیف یا مراسم اجباری دیگری تبدیل شود.
روال زندگی را حفظ کنید، اما از نوجوان انتظار عادیبودن فوری نداشته باشید
ادامه مدرسه، خواب، غذا و ارتباط با دوستان به نوجوان حس ثبات میدهد، اما ممکن است مدتی به کاهش فشار درسی یا انعطاف در برنامه نیاز داشته باشد. با مدرسه، مشاور یا یک معلم مورد اعتماد در حدی که حریم خصوصی نوجوان حفظ شود هماهنگ کنید؛ لازم نیست جزئیات خانوادگی برای همه توضیح داده شود.
در خانه نیز وضعیت را هر چند روز یکبار پیگیری کنید، نه با بازجویی مداوم. پرسشهایی مانند «این روزها کدام بخش برایت سختتر است؟» یا «دوست داری من در چه چیزی کمکت کنم؟» معمولاً از «هنوز ناراحتی؟» گفتوگوی بیشتری ایجاد میکنند. سوگ خطی و قابلپیشبینی نیست و ممکن است با سالگردها، تعطیلات، دیدن عکس یا یک مکان خاص دوباره شدت بگیرد.
کدام نشانهها نیازمند کمک روانشناس هستند؟
واکنشهای سوگ در نوجوانان متفاوت است و از روی یک علامت نمیتوان درباره وضعیت روانی او نتیجهگیری کرد. با این حال، اگر تغییرات شدید یا ماندگار در عملکرد روزمره دیده شد، کمک تخصصی را به تعویق نیندازید.
- افت محسوس و ادامهدار در مدرسه یا کنارکشیدن از دوستان
- اختلال شدید در خواب و غذا، حملههای اضطرابی یا خشم غیرقابلکنترل
- احساس گناه مداوم، ناامیدی یا گفتن اینکه زندگی دیگر ارزشی ندارد
- مصرف مواد، رفتارهای پرخطر یا آسیبزدن به بدن
- صحبت مستقیم یا غیرمستقیم درباره مرگ، خودکشی یا نخواستن ادامه زندگی
در صورت اشاره به خودکشی یا آسیبزدن به خود، موضوع را با جملههایی مثل «این حرف را از روی ناراحتی میزنی» کنار نگذارید. آرام بپرسید آیا به آسیبزدن به خودش فکر کرده است، او را تنها نگذارید و فوراً از روانشناس، روانپزشک یا خدمات اورژانسی کمک بگیرید. این توصیه جای ارزیابی متخصص را نمیگیرد.
جمعبندی: حضور امن، مهمتر از پیدا کردن جملهای بینقص است
برای صحبت با نوجوان درباره مرگ و سوگ، خبر را روشن بگویید، به اندازه نیازش پاسخ دهید و اجازه دهید احساساتش شکلهای مختلفی داشته باشد. شنیدن بدون قضاوت، حفظ بخشی از روال زندگی و مشارکتدادن او در تصمیمهای مربوط به مراسم، پیام مهمی منتقل میکند: لازم نیست این غم را بهتنهایی تحمل کند.






